آموزش

کوه ـ نقرس ـ ارتفاع


مقدمه:
بیماری نقرس بیماری نادری نیست و شیوع آن هم در حال افزایش است.از آنجا که آرتریت(التهاب مفصل) آن بسیار شدید است و باعث اختلال شدید کار کرد اندام تحتانی میشود و از طرفی شرایط خاص ارتفاع نیز باعث بروز و تشدید این بیماری میشود در این مبحث ضمن مروری کوتاه بر این بیماری به بررسی رابطه نقرس و بیماران نقرسی با ارتفاع می پردازد.


مروری بر نقرس:
سالانه میلیونها ویزیت سرپایی مربوط به آرتریت ناشی از نقرس (آرتریت نقرسی) انجام میشود. و شیوع این بیماری در حال افزایش است. نقرس ناشی از رسوب کریستالهای مونو سدیم اورات در بافتها است. که منجر به آرتریت - توده های بافت نرم(مانند توفوس) ـ سنگ کلیه و نفروپاتی اوراتی میشود.زمینه زیست شناختی که منجر به ایجاد نفرس میشود افزایش میزان اسید اوریک سرم ( هیپر اوریسمی) است.هیپر اوریسمی بدون علامت شایع است.و بطور معمول منجر به نقرس بالینی نمیشود. نقرس حاد اغلب به صورت حملات درد ـ اریتم ـ و تورم یک یا چند مفصل در اندام تحتانی بروز میکند.با مشاهده کریستالهای مونو سدیم اورات درون مایع ساینویال تشخیص قطعی میشود.
به عنوان خط اول درمان در نقرس حاد میتوان با توجه به بیماریهای همراه از داروهای ضد التهابی غیر استروییدی ( NSAID)یا کورتیکو استروییدها استفاده کرد . کلشی سین به عنوان خط دوم درمان مورد استفاده قرار میگیرد.

بعد از اولین حمله نقرس تصحیح عوامل خطر قابل اصلاح ( برای مثال : رژیم غذایی حاوی پورین زیاد ـ الکل ـ چاقی ـ درمان دیورتیک) باید مورد توجه قرار گیرد . اگر بیمار مبتلا به نقرص دچار حملات مکرر شد و توفوس یا سنگ کلیه اسید اوریکی داشته یاشد از درمان پایین آورنده اورات استفاده میشود.شایع ترین درمان نقرس مزمن آلوپرینول است.در افرادی که عملکرد طبیعی کلیه دارند و سابقه ای از سنگ کلیه نیز ندارند. میتوان از عوامل اوریکوزوریک به عنوان درمان جایگزین استفاده کرد. طی درمان با عوامل کاهنده اورات بهتر است میزان دارو به تدریج به نحوی تنظیم شود که سطح اسید اوریک به کمتر از (6mg/dl (355Mmol/L برسد. همزمان با شروع داروهای کاهنده اسید اوریک . درمان پیشگیرانه با میزان کم کلشی سین به مدت ۳ ـ ۶ ماه ممکن است باعث کاهش حملات نقرس شود.
شیوع هیپر اوریسمی بدون علامت تا ۱۰ برابر بیماری نقرس است.
میزان بروز سالانه نقرس در بیمارانی با سطح اسید اوریک ۷ -۹/۸ میلی گرم در دسی لیتر۵/٪ و در بیمارانی با سطح اسید اوریک ۹ میلی گرم در دسی لیتر و بیشتر ۵/۴٪ است.
از عوامل خطر که در رسوب کریستال نقش دارند میتوان به موارد زیر اشاره کرد: دمای پایین بدن(مفاصل) ـ عفونت ـ اسیدوز ـ نوسان سریع در غلظت اسد اوریک ـ تروما (ضربه)یی که به اولین مفصل متاتارسوفالنژیال (مفصل شست پا)هنگام راه رفتن وارد می شود ـ توقف یا شروع درمان با آلوپرینول ـ رژیم غذایی(اطلاعات نشان داده است که مصرف گوشت قرمز و غذا های دریایی باعث افزایش خطر نقرس میشوند اما فراورده های لبنی تاثیر حفاظتی بالقوه دارند).
در نقرس عمدتا مفاصل اندام تحتانی در گیر می شوند. این مسئله میتواند مربوط به عوامل هیدرو استاتیک باشد. در طول روز پاها در وضعیت آویزان قرار دارند و در نتیجه پلاسما وارد فضای بینابینی میشود.در هنگام شب آب سریعتر از اسید اوریک باز جذب می شود و به داخل عروق باز میگردد در نتیجه غلظت اسید اوریک در مایع بینابینی افزایش می یابد و این امر رسوب کریستالها را تسهیل میکند پایین بودن درجه حرارت مفصل نیز رسوب کریستالها را تسهیل میکند.
آرتریت حاد نقرسی اغلب در اندامهای تحتانی بروز میکند
شایع ترین مفاصل درگیر شونده شامل اولین مفصل متا تارسو فالانژیال(۷۰٪) و بعد تارسال میانی ـ مچ پا و زانو هستند.
نقرس حاد در اوایل صبح با درد اریتم و تورم آغاز میشود.و طی ۲۴ تا ۴۸ ساعت به اوج میرسد.
حتی بدون درمان معمولا حملات در عرض ۵ تا ۷ روز بهبود می یابند.
بيماري نقرس در كوهنوردي

از آنجا که درد مفاصل در آرتریت حاد نقرسی بسیار شدید است. به حدی که بیمار نمیتواند جوراب بپوشد یا حتی رو انداز را تحمل کند(وقتی حمله در شست پا است که ۷۰ ٪ موارد هم در این مفصل است). لذا بطور کامل باعث محدودیت حرکت و اختلال کارکرد فرد میشود. و این اتفاق میتواند در کوه و در ارتفاع بالا و در ساعتها و روزها فاصله با مراکز درمانی یک فاجعه باشد .فاجعه ای که در خوشبینانه ترین حالت میتواند مشکلی بزرگ برای یک کوهنورد وکلیه همراهان و اعضا تیم باشد.
میتوان تصور کرد که کوهنوردی که پایش ورم کرده آنقدر درد دارد که تحمل پوشیدن جوراب را هم ندارد. احیانا تب دارد و بی حال است. در یک برنامه کوهنوردی چه بلایی میتواند بر سر خود و همراهانش بیاورد. و از آنجا که مشخصه آرتریت حاد نقرسی شروع سریع آن طی ۲۴ تا ۴۸ ساعت است. میتواند بدون هیچ گونه علامت قبلی بطور ناگهانی در یک برنامه بروز کند و مشکلات فراوانی ایجاد کند.
گرچه تاکنون در باره تشدید حملات نقرس حاد در ارتفاع بررسی خاصی صورت نگرفته است اما به نظر میرسد این حملات در کوه بیشتر باشند. به عوامل خطر زای بروز نقرس حاد دقت کنید میبیند که اینها شرایطی هستند که در کوه بیشتر ایجاد میشوند.
احتمال افت دمای بدن در کوه بسیار زیاد است درجات خفیف سرما زدگی را بسیاری از کوهنوردان در برنامه های زمستانی تجربه میکنند. ـ عفونت در کوه به علت در دسترس نبودن آسان درمان به راحتی درمان نمیشود. ـ اسیدوز در ورزشهای سنگین به علت تجمع اسید لاکتیک و در ارتفاع زدگی حتی در مراحل ابتدایی ایجاد میشود. ـ ترومابه انگشت شست به علت پیاده روی های طولانی در کوه شایع تر است .ـ رعایت رژیم غذایی در کوه با توجه به محدو دیت منابع غذایی سخت تر است. لذا بنظر میرسد با توجه به وجود فراوانی عوامل خطر در کوه احتمال بروز حملات حاد نقرس در کوه یا از کنترل خارج شدن بیماران تحت کنترل و یا بروز موارد جدید در حین کوهنوردی بیشتر باشد.


چه باید کرد؟
اقدامات ما به عنوان پزشک تیم برای جلوگیری از مواجهه با این وضعیت باید حول سه محور انجام شود.
• بیمار یابی و کنترل ا فراد تیم برای تشخیص بیماران تا کنون تشخیص داده نشده(new case).
• کنترل و تحت نظر داشتن افراد دارای هیپر یورسمی بدون علامت.
• کنترل بیماران شناخته شده (known case).

چند در باره نقرس:
• پس باید به نکات زیر دقت کنبم:
• توصیه میکنم همه مردان بالای ۳۰ سال و بخصوص بالای ۴۰ سال و زنان بالای ۵۰ سال حتما حداقل یک بار اسید اوریک خونشان را کنترل کنند.
• در آزمایشات کنترل پیش از صعود در مردان بالای ۳۰ سال و زنان بالای ۵۰ سال بخصوص برای برنامه های پر خطر(مثل: برنامه های چند روزه ـ ارتفاعات بالا ـ صعودهای فنی ـ هیمالیا نوردی و ...) اسید اوریک خون را کنترل کنید و از نرمال بودن آن اطمینان حاصل کنید.
• در حالت عادی توصیه میشود که بیماران که د ارای هیپر یورسمی بدون علامت هستند را درمان نکنیم .گرچه در هیچ منبعی توصیه ای برای کسانی که در مکانهای پر خطر فعالیت میکنند (مانند کوهنوردان) ديده نشده است اما فکر میکنم با توجه به شیوع ۵/۴ درصدی نقرس حاد در اسید اوریک بالای ۹ شاید بهتر باشد کسانی را که میخواهند به برنامه های پر خطر بروند و دارای اسید اوریک بالای ۹ و بدون علامت هستند درمان کنیم.
• از آنجا که شروع درمان با آلوپرینول میتواند باعث حمله حاد نقرس شود لذا به هیچ وجه کسانی که به تازگی تحت درمان با آلوپرینول قرار گرفته اند نباید به کوه بروند.
• قطع درمان با آلوپرینول نیز میتواند باعث آغاز گر حمله حاد نقرس باشد پس بیمارانی که به تازگی آلوپرینول خود را قطع کرده اند ( خودسرانه یا با دستور پزشک)نباید به کوه بروند.
• در بیمارن نقرسی سطح اسید اوریک باید کاملا کنترل شده و زیر ۶ میلی گرم در دسی لیتر باشد.
• حدود ۶۰ درصد بیمارانی که یک بار دچار حمله حاد نقرص میشوند طی ۱۲ ماه بعد از آن یک حمله دیگر خواهند داشت . پس کسانی که طی سال گذشته حمله داشته اند باید حتما قبل از کوه نوردی کاملا تحت کنترل باشند.گرچه رفتن آنها به برنامه های پر خطر شاید ماجرا جویی خطرناک باشد.
• رعایت دقیق رژیم غذایی برای بیماران نقرسی در طی برنامه و روزهای قبل از آن بسیار حیاتی است.
• در کوه عفونت بیمارن نقرسی سریعا و با دقت درمان و کنترل شود. بیماران نقرسی در صورت بروز عفونت تب دار بهتر است از ادامه برنامه صرف نظر کنند.
• توصیه ميشود که پزشکان تیم ها همیشه چند قرص کلشی سین در کوله امداد با خود داشته باشند.
• معمولا حتی بدون درمان حملات حاد طی ۷ -۵ روز فروکش میکنند .پس اگر در جایی هستید که خطر انتقال بیشتر از ماندن است و امکان ماندن هم دارید و امکان درمان نیز ندارید .می توانید صبر کنید تا شرایط بیمار برای راه رفتن بهتر شود.
• بیماران نقرسی در انتخاب کفش باید بسیار دقت کنند و کفشهایی انتخاب کنند که پنجه آنها تنگ نباشد و داخل انها لایه ای نرم باشد جوراب مناسب بپوشندو بند کفشهایشان را هنگام فرود سفت کنند تا آسیب کمتری به پایشان وارد شود. ضمنا استفاده از باتوم بخصوص در هنگام فرود باعث میشود تا فشار کمتری به پاهایشان وارد شود.
• اگر بیمار نقرسی هستید هرگز بدون مشورت پزشکتان و پزشک تیمتان به کوه نروید.
• کوه پیش روی شماست هیچ چیز مانع کوه رفتن شما نمیشود. اما صعود آگاهانه و با احتیاط موهبت کوه را بار دگر نیز به شما ارزانی خواهد کرد.

 

 

سرعت پیاده روی و سرعت کوه پیمایی

 

                                   

 

سرعت پیاده روی و کوه پیمایی شما تا حد زیادی به ریتم کوه پیمایی و استراحت هایی که می کنید بستگی دارد. ترکیب تمام این عوامل تا حد زیادی مشخص می کنند که تا چه مسافتی می توانید بروید و در پایان روز چقدر خسته می شوید. در این بخش ، برخی نکات در مورد سرعت کوه پیمایی را ارائه می کنیم:

  • کوه پیمایی سریع  اشتباه مبتدی هاست که اغلب منجر به سرعت بسیار آهسته تر در پایان روز و احساس کلی خستگی می شود. به طور کلی ، کوه پیمایی آهسته تر ، کوه پیمایی بهتر است. کوه پیمایی سریع تر با استراحت های بیشتر احتمالا شما را به فاصله ای یکسان در زمانی یکسان می برد اما احساس خستگی در شما بسیار بیشتر می شود. به علاوه ، سرعت بیشتر احتمال پیچ خوردگی ها و  آسیب های دیگر را افزایش می دهد.
  • به جای کوه پیمایی  سریع تر و کوتاه تر کوه پیمایی استقامتی و کوه پیمایی با زمان های طولانی تر انجام دهید.
  • انرژی مورد نیاز برای کوه پیمایی  با سرعت زمان  پیاده روی شما تناسبی ندارد. اعداد زیر مربوط به  پیاده روی بر روی سطح مسطح صاف می باشد:

 

 

فاکتور

کالری به ازاء

100lb/hr

سرعت

1

45

2 mph / 3.2 kph

2

90

3 mph / 4.8 kph

55/3

160

4 mph / 6.4 kph

 

همانطور که در جدول بالا می توانید ببینید ، انرژی مورد نیاز برای گام برداری سریع تر به ازاء هر مایل اضافی در ساعت تقریبا دو برابر می شود. پس در کوه پیمایی آهسته تر ، شما قادر خواهید بود مسافت بیشتری را با انرژی یکسان بپیمایید.

  • نیاز شما به استراحت تا اندازه زیادی به سرعت حرکت تان بستگی خواهد داشت.

 

سرعت حرکت خود را یادداشت کنید. آگاهی از مزایا و معایب کوه پیمایی سریع و آرام مفید خواهد بود. همان طور که در بالا اشاره شد ، کوه پیمایی با عموما سرعت کم بهتر از کوه پیمایی سریع است.

 

 

 

  • احتمال فعال شدن آتشفشان دماوند
  • مهارتهای روانشناسانه در کوهنودی
  • GPS
  • چرا كوهنوردي ؟!
  • سرما زدگی
  • عبور از رودخانه و جريان‌هاي آب :
  • قله 3895 متری کرکس
  • قله ي كهار
  • مديري که از کوهستان آموخت
  • هزار
  • هدف از كوه پيمايي
  • ورزشـهـاي زانــو
  • هواشناسی
  • اعتیاد به ورزش
  • آشنایی با حیوانات وحشی کوهستان - مار
  • امنیت پرواز
  • آشنايي با لايه هاي جو
  • بیماری ارتفاع

احتمال فعال شدن آتشفشان دماوند



تغيير در الگوي لرزه خيزي
خروج گاز و بخار و همچنين تغيير در شيب دامنه نشانه هاي اصلي احتمال رويداد آتشفشان به شمار مي آيند كه در مورد دماوند بيشتر اين نشانه ها توسط كارشناسان سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور و ساير مراكز پژوهشي كشور مشاهده شده است .
به گزارش
اندیشمندان، مهندس فرهاد انصاري مدير زمين شناسي مهندسي و زيست محيطي سازمان زمين شناسي گفت : دماوند آتشفشاني «خفته» و نه «خاموش» است و نبايد نشانه هايي را كه در آن مشاهده مي شود فراموش كرد و نسبت به آنها بي توجه بود .
وي درباره نشانه هاي بروز پديده آتشفشان در چنين قله هايي يادآور شد: افزايش
لرزه خيزي يا به طور كلي و تغيير الگوي لرزه خيزي منطقه خروج گازهاي آتشفشاني و همچنين تغيير در شيب دامنه كوه هاي آتشفشان اصلي ترين نشانه هاي احتمال رويداد آتشفشان هستند كه در مورد دماوند دو مورد اوليه از ابتداي سال 85 به وضوح ديده شده و با توجه به گزارش هاي اخير كارشناسان مبني بر افزايش رويداد زمين لغزه در منطقه احتمال تغيير در شيب دامنه هاي قله دماوند نيز وجود دارد .
انصاري با بيان اينكه بروز سه نشانه ياد شده مي تواند
نشانه اي از حركت مايع مذاب (ماگما) از بخش هاي پائين زمين به سمت بالا باشد خاطر نشان كرد: به سبب وجود فشار بسيار زياد در ژرفاي زمين حركت ماگما به سوي دهانه آتشفشان با خروج حجم زيادي از بخار و گازهاي مختلف و همچنين ترك خوردن و متورم شدن پوسته زمين و در نهايت تغيير در شيب دامنه كوه آتشفشان همراه است كه به صورت رويداد زمينلرزه و تغيير شيب دامنه ديده مي شود .
وي با بيان اينكه
ممكن است چنين تغييراتي نشان دهنده رويداد آتشفشان در آينده نزديك نباشند افزود : رفتارسنجي و بررسي ويژگي هاي دماوند و ساير آتشفشان هاي مشهور ايران كه همگي از آتشفشان هاي جوان جهان به شمار مي آيند با هدف شناخت رفتار طبيعي آنها اين امكان را فراهم مي كند كه در صورت پيدا شدن رفتار ناهنجار و غير طبيعي در آينده چنين تغيير رفتاري شناسايي شده و در تصميم گيري مورد استفاده قرار گيرد .

مهارتهای روانشناسانه در کوهنودی
کوهنوردی به واقع ورزشی ذهنی می باشد و هدف این مقاله نشان دادن برخی مهارت های روانی است که به یاری آنها قادر خواهید بود ایمن تر و با لذت بیشتر کوهنوردی کنید .
این مهارتها عبارتند از :
کنترل اضطراب
اعتماد به نفس
تمرکز حواس
حل مشکلات
همانند مهارتهای جسمانی ; مهارتهای روانی نیز قابل یادگیری هستند و بعضی افراد آنها را ساده تر از دیگران می آموزند .

مهارت های کنترل اضطراب
همه کوهنوردان تاثیرات منفی اضطراب را در مراحلی از کوهنوردی تجربه کرده اند و به سهولت می توانند نمونه هائی از این تاثیرات منفی را به یاد آورند . این تاثیرات طیفی از حالتهای دلشوره ( ناشی از خستگی ) تا واهمه از رفتن به مسیری را در بر می گیرد که کاملا در حد توانائیهای کوه نورد قرار دارد . اما اگر بتوان برخود مسلط شد ; اضطراب جنبه های فایده مند بسیاری هم در بر دارد .
علائم اضطراب معمولا به دو شکل نمود پیدا می کند :
نگرانی
برانگیختگی روحی

اساسا نگرانی ; پندار ها یا تصوراتی از ناکامی یا سقوط را در بر می گیرد ; حال آنکه بر انگیختگی روحی بخشی از ساز و کار طبیعی دفاع بدن به شمار می رود . واکنش شناخته شده " بجنگ یا مغلوب می شوی " .
علائم بر انگیختگی روحی شامل موارد ذیل است :
افزایش آدرنالین
خشکی دهان
عرق نشستن بر کف دستها
نیاز به دفع ادرار
این علائم به خودی خود بد نیستند ; برای مثال ; افزایش آدرنالین ضربان قلب را افزایش می دهد . در نتیجه اکسیژن بیشتری به بافتهای عضلانی می رسد که به آن نیاز می باشد . افزایش عرق بر روی منافذ پوست نیز احتمال پارگی پوست را کاهش می دهد و دفع ادرار ; وزنی را که با خود حمل می کنید پائین می آورد .
از سوئی دیگر بالا رفتن میزان آدرنالین باعث کشیدگی عضلات هم می شود . از این روست که گاه کوه نوردان مضطرب دچار گرفتگی عضلات می شوند .

نگرانی نیز درست به همین صورت ممکن است دو جنبه مفید و نامفید داشته باشد . برای مثال : نگرانی منبع ارزشمند به تحرک افتادن است ; نه فقط برای صعودی بهتر ; بلکه مهمتر از آن برای تمرکز بیشتر و صعود محتاطانه تر .
عدم وجود احساس نگرانی چه بسا یکی از دلایل اصلی وقوع سوانح بیشتر در مسیرهای ساده نسبت به مسیر های دشوار است .
این موضوع ; به خصوص در منطقه آلپ و دیگر مناطق کوهستانی بزرگ مشاهده می شود که حوادث بیشتر به هنگام فرود پیش می آیند تا زمان صعود .
از سوی دیگر نگرانی مهار نشده می تواند مایه برآشفتگی بسیار گردد که در بهترین حالت باعث تردید ; درنگ و بی مسئولیتی می شود و در بدترین حالت به بروز اشتباهات و سوانح جدی منجر می گردد .
کلید حل همه این حالتها چه بسا خیلی آشکار باشد . اگر بخواهید از اضطراب به نحوی مفید بهره برداری کنید یا دست کم به طوری با آن بسازید که بتوانید به مسیرتان ادامه دهید ; باید قادر باشید که هم نگرانی و هم عناصر روحی ناشی از آن را کنترل کنید .


راهبردهای بسیار متفاوتی برای کسب آرامش وجود دارد که قابل یادگیری هم هستند ; اما برای دستیابی به هدف خود آنها را به دو گروه تقسیم می کنیم :
1. راهبرد های آرامش بدنی
2. راهبردهای آرامش ذهنی
بسیاری از کوه نوردان بسیار توانا این مهارتها را خود به خود در جریان کوه نوردی می آموزند . اما جای تردید نیست که اکثر کوه نوردان در مراتب مهارتی گوناگون از دنبال کردن یک دوره رسمی برای تمرین آرامش باید بهره بگیرند .

در مورد سنگنوردان ; بلافاصله دو راهبرد کسب آرامش به ذهن متبادر می شود که توانائیهای زیادی هم برای آنها فراهم می اورد .

" آرامش عضلانی پیش رونده " ( Progressive Musular Relaxation )
نخستین بار به عنوان مهارتی ابداع شد تا افراد به کمک آن بتوانند کنترل دقیق هر یک از گروههای عضلانی را در بدن خود به دست آورند .
این مهارت به هنگام سنگنوردی هم تاثیر مثبتی بر حرکات می گذارد ; به این صورت که می توان تنش های ناخواسته را از یک گروه معین عضلات " به آرامی دور کرد " و در نتیجه به صرفه جویی در انرژی دست یافت .
تکنیک دیگر که به نظر می رسد برای کوهنوردان توان زیادی به ارمغان آورد آرامش ناشی از تمرکز فکر است . البته روش های مختلفی برای رسیدن به تمرکز فکری ( مدیتیشن ) وجود دارد ; اما همه آنها از طریق کند کردن متابولیسم ( سوخت و ساز ) بدن و مشغول کردن فکر به چیز های ساده و بی ضرر عمل می کنند تا فکر را آرامش دهند .
آرامش ذهنی طبیعتا به فن دیگری منتهی می شود که تمرکز نام دارد و در مواقعی که در معرض لغزش قرار دارید برای به دست آوردن دوباره کنترل خود فوق العاده مفید است . برای مثال : در مواقعی که تلاش می کنید به گیره انتهائی مسیر چنگ اندازید ! تمرین های زیر می تواند در این زمینه سود مند باشد ......
تمرین یک                                                                                                    
1. چند دقیقه آرام بگیرید و توجه خود را به هر دم و بازدم معطوف دارید . آرام و آسان با استفاده از پرده دیافراگم نفس بکشید . ببینید با هر بازدم چقدر احساس راحتی می کنید .
2. سپس توجه خود را متوجه بدنتان سازید و به آرامی آن را از پائین تا بالا برانداز کنید ; از پاهای خود شروع کنید ; به ماهیچه ساق پا ; رانها ; باسن ; شکم; گردن و سر و صورت خود نگاه کنید . آنگاه چشم خود را برگردانید و به شانه ها ; بازوها و در آخر ساعد و کف دستانتان نظر اندازید . همانطور که بدن خود را برانداز می کنید از جائی که دچار تنش است یاد داشت ذهنی بردارید . سعی نکنید محل فشار را تغییر دهید ; فقط متوجه آن باشید . می بینید که در موقع انجام این کار بدنتان به آرامش می رسد .
3. پس از چند دقیقه ; با 5 یا 6 نفس عمیق خود را به حالت آمادگی حرکت برگردانید . بعد از نفس ششم بدن خود را بالا بکشید و صعود کنید .

بالاخره اگر می خواهید مهارتهای کسب آرامش را بیاموزید بکوشید یک دوره آموزشی یا نوار آموزشی را انتخاب کنید که فردی کار آزموده مربی آن است ; چرا که یک برنامه آموزشی خوب باید حاوی شماری از فنون مراقبتی مهم باشد .

اعتماد به نفس
شاید بهترین پادزهر در مقابل اضطراب شدید اعتماد به نفس باشد . اعتماد به نفس زمانی که دچار اضطراب شده اید نمی تواند در غلبه بر ان به شما کمک کند ; اما در ابتدای کار احتمال مضطرب شدن شما را کاهش می دهد . هرچند که اعتماد به نفس افراد از موقعیتی به موقعیت دیگر تغییر می کند ; اما در هر یک از آن موقعیت ها نسبتا ثابت می ماند . برای مثال بعضی از افراد وقتی که در حالت معلق بودن به خوبی حمایت می شوند اعتماد به نفس خوبی دارند ; اما وقتی روی دیواره ای با حمایت ضعیف قرار دارند از اعتماد به نفس شان کاسته می شود ; در حالیکه برای برخی دیگر عکس این شرایط مصداق دارد .
به هر حال ; مردان " دیواره " معمولا در مقابله با یک وضعیت معلق جدی به ضعف اعتماد به نفس دچار می شوند و احساس آنها نسبت به سهولت صعود یک دیواره ; هر قدر دشوار باشد ; تغییری در این وضعیت ایجاد نمی کند . مهارتهای روحی همانند مهارتهای جسمانی به شرایطی که آنها را آموخته ایم وابسته هستند . جنبه دیگر از خصلت نسبتا با دوام اعتماد به نفس آگاهی به این است که یک شبه نمی توان به آن دست یافت . حصول اعتماد به نفس به سخت کوشی و برنامه ریزی زیادی نیاز دارد . متاسفانه از دست دادن اعتماد به نفس به کوشش و برنامه ریزی زیادی وابسته نیست !!
تجربه قبلی تاثیر قدرتمندی بر اعتماد به نفس دارد . در نتیجه ; بهترین راه برای افزایش اعتماد به نفس در مسیری " دشوار" آن است که برنامه خود را در مسیر های " آسانتر " که شکل مشابهی دارند آغاز کنیم . این مسیرها باید در آغاز ساده باشند و به تدریج دشوارتر شوند . از آنجا که شرایط آب و هوائی ممکن است با برنامه ما همراهی نکند ; باید در برنامه خود تغییرات رطوبت هوا را هم منظور کنید و هر تمرین مهارتی و بدنی که با آن تناسب دارد انجام دهید . شاید مهمترین موضوع در زمینه تعیین هدف برای خود آن باشد که هدفها ارزشمند و واقع گرایانه تعیین گردند . به خاطر داشته باشید زمانی که در خانه نشسته اید و یک کتاب راهنما را می خوانید ممکن است مسیر ها به نظرتان واقعگرایانه به نظر رسند ; اما وقتی که در پایان آنها ایستاده اید چنین نباشد !
به محض آنکه ایده اولیه تعیین هدف را دریافتید ; می توانید از آن به شیوه های هشیارانه تری برای تمرکز روی جنبه های معین فن کوهنوردی ; یا تجسم یک مسیر استفاده کنید . این نیازمند آن است که به عنوان یک کوهنورد بیشتر به تحلیل نقاط ضعف و قدرت خود بپردازید . به هر صورت سودمندی چنین رویکردی بسیار زیاد است ; زیرا کاری که می کنید در اساس تبدیل جنبه های منفی برخورد خود به جنبه های مثبت است که هدفی را برای بازدهی آینده شما تعیین می کند . برای مثال : من اساسا کوهنوردی کند و محتاطم . وقتی شرایط مناسبی دارم ; خوب مشکلی پیش نمی آید . اما وقتی در کوهنوردی ضعیف عمل می کنم انرژی بسیار زیادی را صرفا در حالت معلق بودن از دست می دهم . در نتیجه ; تعیین یک هدف خوب برای من به هنگام ضعیف عمل کردن در کوهنوردی این است که به محض پیدا کردن یک جای دست خوب از آن استفاده کنم .
روش دیگری که برای کسب اعتماد نسبت به یک مسیر معین پیشنهاد می شود آن است که عبور فرد دیگری را از آن نگاه کنیم و حتی بهتر آنکه گذر چندین نفر دیگر را از آن نظاره گر باشیم . در مورد مسیر های کوههای بزرگ گاهی صحبت کردن با کسانی که قبلا آن مسیر را پیموده اند می تواند کافی باشد ; مهم ترین چیز آن است که خود را به آنها پیوسته بدانیم .
در نتیجه ; راه رفتن بدنبال دوستی که فقط کمی از شما بهتر است می تواند راهبردی خوب برای کسب اعتماد به نفس در باره یک " سطح بالاتر " باشد ; اما نگاه کردن به کوهنوردی استثنائی که با سه جهش از سنگ بالا می رود شاید چندان کار ساز نباشد !!
در سطحی عمومی تر ; تصور اینکه با موفقیت از کوهی صعود کرده اید هم می تواند تاثیر مثبتی بر اعتماد به نفس شما بگذارد . برای بعضی مردم مشکل است که تصوراتی از رفتار متعادل را در ذهن خود شکل دهند . اما با تمرین هرکسی می تواند از تخیل خود استفاده کند . فقط برخی افراد بیش از دیگران به این تمرین احتیاج دارند . با استراحت اندکی قبل از کوشش برای تمرین ذهنی می توان به فرآیند تخیل سازی سرعت بخشید . اگر با تجسم کارهائی آغاز کنید که با آنها آشناتر هستید ; باز هم به شما کمک خواهد کرد . فراموش نکنید : هر قدر به موفقیت های بیشتری دست یابید بیشتر به تخیل خود اعتماد خواهید کرد و این تخیل سازی برایتان ساده تر می شود .
گردآوری اطلاعات هرچه بیشتر ; قبل از طی یک مسیر; به کارکرد قدرت موفق تر قدرت تخیل کمک می کند ; به این ترتیب می توانید قدرت تخیل تفصیلی تر و روشن تری بیابید . گردآوری این اطلاعات برای یافتن راه حل های مختلف در برنامه ریزی هدفهائی که برای خود تعیین کرده اید نیز بسیار مهم است .
اگر این کار را نکنید و همنورد شما نخواهد تنها مسیر انتخابی شما را طی کند ; همه تمرین های ذهنی و امادگی های قبلی شما به هدر خواهد رفت .
سخن آخر آنکه همواره بکوشید در باره کوهنوردی مثبت فکر کنید . به جای آنکه بگوئید نمی توانید کاری را از پیش برید ; بکوشید از پس مشکلاتی برآید که مانع انجام آن کار می شود . پس از آن برای هدفهایی برنامه ریزی کنید که شما را قادر به رسیدن به خواسته هایتان می کند .
                                                                                

جی پی اس (GPS ) چیست؟

ماهواره های جی پی اس

جی پی اس چگونه کار می کند؟

گیرنده جی پی اس

اطلاعاتی كه يك ماهواره جی پی اس ارسال مي كند چيست ؟

 

 

جی پی اس (GPS ) چیست؟

سيستم مكان يابي جهاني ( Global Positioning System ) يك سيستم هدايت (ناوبري) ماهواره اي اســت شـامل شبكه اي از 24 ماهواره درگردش كه درفاصله 11 هزارمايلي و در شش مدارمختلف قراردارند . در واقع یک سیستم راهبری و مسیریابی ماهواره ای است که از شبکه ای با 24 ماهواره تشکیل شده است و این ماهواره ها به سفارش وزارت دفاع ایالات متحده ساخته و در مدار قرار داده شده اند. این سیستم در ابتدا برای مصارف نظامی تهیه شد ولی از سال 1980 استفاده عمومی آن آزاد و آغاز شد. خدمات این مجموعه در هر شرایط آب و هوایی و در هر نقطه از کره زمین در تمام ساعت شبانه روز در دسترس است. پدید آوردنگان این سیستم، هیچ حق اشتراکی برای کاربران در نظر نگرفته اند و استفاده از آن رایگان است.



                            24 ماهواره که دور زمین در گردش هستند(شکل1)

ماهواره ها درحال حركت مي باشند و درعرض 24 ساعت دوباركامل بـــرگرد زميــن مي گردنــــــد . (هرروز دوبار ) باسرعتي درحدود 108 مايل درثانيه ) ماهواره هاي جی پی اس به نام NAVSTAR شناخته مي شوند...

لازمه هرگونه آشنايي با جی پی اس فراگيري ماهيت اصلي اين ماهواره ها مي باشد . اولين ماهواره جی پی اس درفوريه 1978 پرتاب شد . وزن هرماهواره تقريباً / 2000 پاوند وداراي صفحات آفتابي به پهناي 17f مي باشد . و قدرت فرستنده آن 50 وات ويا كمتر است. هر ماهواره 2 سيگنال ارسال مي كند: L1 و L2 . GPS هاي غير نظامي از فركانس 42MHZ.1575 :L1 اسـتــفــاده مي كننند .

هر ماهواره حدوداً 10 سال فعال مي ماند وجايگزيني ماهواره ها بموقع انجام گشته و ماهواره هاي جايگزين به فضا پرتاب مي گردند . برنامه شبكه GPS هم اكنون تا سال 2006 تنظيم وجايگزيني هاي لازمه ترتيب داده شده اند.مسير گردش ماهواره ها آنها را بين عرض جغرافيايي 60 درجه شمالي و 60 درجه جنوبي قرارمي دهد . اين امر به معني آن است كه درهرنقطه از زمين ودرهرزمان مي توان سيگنال هاي ماهواره أي را دريافت نمود. وهرچه به قطبهاي شمال – جنوب نزديك شويم نيز همچنان ماهواره هاي جی پی اس را خواهيم ديد . هرچند دقيقاً در بالاي سرما نخواهند بود واين در دقت وصحت عمل آنها در اين نقاط تاثيرمي گذارد .

يكي از بزرگترين مزاياي رهيابي بوسيله جی پی اس  نسبت به روشهاي ديگر زميني آن است كه اين سيستم درهر شرايط جوي و بدون توجه به نوع كاربرد گيرنده جی پی اس  بخوبي كارمي كند .


ماهواره های جی پی اس (GPS )





24 عدد ماهواره (GPS ) در مدارهایی به فاصله 24000 هزار مایل از سطح دریا گردش می کنند. هر ماهواره دقیقا طی 12 ساعت یک دور کامل بدور زمین می گردد. سرعت هریک 7000 مایل بر ساعت است. این ماهواره ها نیروی خود را از خورشید تامین می کنند. همچنین باتری هایی نیز برای زمانهای خورشید گرفتگی و یا مواقعی که در سایه زمین حرکت می کنند بهمراه دارند. راکتهای کوچکی نیز ماهواره ها را در مسیر صحیح نگاه می دارد. به این ماهواره ها NAVSTAR نیز گفته می شود.

در اینجا به برخی مشخصه های جالب این سیستم اشاره می کنیم:

• اولین ماهواره (GPS ) در سال 1978 یعنی حدود 35 سال پیش در مدار زمین قرار گرفت.

• در سال 1994 شبکه 24 عددی NAVSTAR تکمیل گردید.

• عمر هر ماهواره حدود 10 سال است که پس از آن جایگزین می گردد.

• هر ماهواره حدود 2000 پاوند وزن دارد و طول باتری های خورشیدی آن 5.5 متر است.
• انرژی مصرفی هر ماهواره، کمتر از 50 وات است.

جی پی اس (GPS )  چگونه کار می کند؟




ماهواره های این سیستم، در مداراتی دقیق هر روز 2 بار بدور زمین می گردند و اطلاعاتی را به زمین مخابره می کنند. گیرنده های جی پی اس  این اطلاعات را دریافت کرده و با انجام محاسبات هندسی، محل دقیق گیرنده را نسبت به زمین محاسبه می کنند. در واقع گیرنده زمان ارسال سیگنال توسط ماهواره را با زمان دریافت آن مقایسه می کند. از اختلاف این دو زمان فاصله گیرنده از ماهواره تعیین می گردد. حال این عمل را با داده های دریافتی از چند ماهواره دیگر تکرار می کند و بدین ترتیب محل دقیق گیرنده را با اختلافی ناچیز، معین می کند.

گیرنده به دریافت اطلاعات همزمان از حداقل 3 ماهواره برای محاسبه 2 بعدی و یافتن طول و عرض جغرافیایی، و همچنین دریافت اطلاعات حداقل 4 ماهواره برای یافتن مختصات سه بعدی نیازمند است. با ادامه دریافت اطلاعات از ماهواره ها گیرنده اقدام به محاسبه سرعت، جهت، مسیرپیموده شده، فواصل طی شده، فاصله باقی مانده تا مقصد، زمان طلوع و غروب خورشید و بسیاری اطاعات مفید دیگر، می نماید.


گیرنده جی پی اس (GPS

بسته به نوع مصرف و بودجه می توانید از طیف وسیع گیرنده های جی پی اس بهره ببرید. همچنین، باید از در دسترس بودن نقشه مناسب و بروزجهت ناحیه مورد استفاده تان، اطمینان حاصل کنید. امروزه بهای گیرنده های جی پی اس بطور چشمگیری کاهش پیدا کرده است و هم اکنون در کشور ما (ایران) با بهایی معادل یک عدد گوشی متوسط موبایل نیز می توان گیرنده  (GPS )  تهیه کرد. در کشورهای توسعه یافته از این سیستم جهت کمک به راهبری خودرو، کشتی و انواع وسایل نقلیه بهره گیری می شود.

هر چه نقشه های منطقه ای که در حافظه گیرنده بارگذاری می شود دقیق تر باشد، سرویسهایی که از جی پی اس می توان دریافت داشت نیز ارتقا می یابد. برای مثال، می توان از (GPS )  مسیر نزدیکنرین پمپ بنزین، تعمیرگاه و یا ایستگاه قطار را سوال نمود و مسیر پیشنهادی را دنبال کرد. دقت مکانیابی این سیستم در حد چند متر می باشد، که بسته به کیفیت گیرنده تغییر می کند. از سیستم محلیابی جهانی می توان در کارههایی چون نقشه برداری و مساحی، پروژه های عمرانی، کوهنوردی، کایت سواری، سفر در مناطق ناشناخته، کشتی رانی و قایقرانی، عملیات نجات هنگام وقوع سیل و زمینلرزه و هر فعالیت دیگر که نیازمند محل یابی باشد، بهره برد.

هر کس که بخواهد بداند کجاست و بکجا می رود به این سیستم نیازمند است، با توجه به نزول شدید بهای گیرنده های این سیستم، و افزایش امکانات آنها، این تکنولوژی در آینده نزدیک بیش از پیش در اختیار همگان قرار خواهد گرفت.

اطلاعاتي كه يك ماهواره جی پی اس (GPS )  ارسال مي كند چيست ؟

سيگنـال (GPS )  شـــــامــل : يـــك كد شبه تصادفي Pseudo Random Code ، داده اي بنام ephemeris و يك داده تقويــــمي بنام almanac مي باشد.
كد شبه تصادفي مشخص كننده ماهواره ارسال كننده اطلاعات ( كد شتاسايي ماهواره ) مي باشد. هرماهواره باكدي مخصوص شناسايي مي شود : RPN Random Code Pseudo اين عددي است بين 1و 32 . اين عدد درگيرنده هر جی پی اس نمايش داده ميشود .دليل اينكه تعداد اين شناسه ها بيش از 24 مي باشد امكان تسهيل درنگهداري شبكه جی پی اس (GPS )  باشد . زيرا ممكن است يك ماهواره پرتاب شود و شروع بكار نمايد قبل از اينكه ماهواره قبلي از رده خارج شده باشد . به اين دليل ازيك عدد ديگر بين 1و 32 براي شناسايي اين ماهواره جديد استفاده مي شود .

داده Ephemeris دائماً بوسيله ماهوارها ارسال ميگردد وحاوي اطلاعاتي درمورد : وضعيت خود ماهواره (سالم يا ناسالم) و تاريخ وزمان فعلي مي باشد . گيرنده جی پی اس بدون وجود اين بخش از پيام درمورد زمان وتاريخ فعلي دركي ندارد . اين بخش پيام نكته اساسی برای تعين مكان مي باشد.

Almanac داده أي را انتقال مي دهد كه نشان دهنده اطلاعات مداري براي هرماهواره وتمام ماهوارهاي ديگر سيستم مي باشد . حال ميتوان شيوه كار جی پی اس (GPS )  را بهتر بررسي كرد . هرماهواره پيامي را ارسال مي كند كه بــطور ســــــاده مي گويد :

من ماهواره شماره X هستم ، موقعيت فعلي من Y است ، و اين پيام در زمان ارسال شده است.
هر چند كه اين شكل ساده شده پيام ارسالي است ولي مي تواند كل طرز كار سيستم را بيان نمايد . گيرنده جی پی اس پيام را مي خواند و داده هاي almanac و ephemeris را جهت استفاده بعدي ذخيــره مي نمايد . اين اطـلاعـات مي توانند براي تصحيح و يا تنظيم ساعت دروني  نيز به كار روند .

حال براي تعيين موقعيت ، گيرنده جی پی اس زمانهاي دريافت شده را با زمان خود مقايسه مي كند . تفاوت اين دو مشخص كننده فاصله گيرنده جی پی اس از ماهواره مزبور مي باشد . اين عملي است كه دقيقاً يك گيرنده جی پی اس انجام مي دهد . با استفاده از حداقل سه ماهواره يا بيشتر ، جی پی اس مي تواند طول و عرض جغرافيايي مكان خود را تعيين نمايد . ( كه آن را تعيين دو بعدي مي نامند . ) و با تبادل با چهار ( و يا بيشتر ) ماهواره يك جی پی اس مي تواند موقعيت سه بعدي مكان خود را تعيين نمايد كه شامل طول و عرض جغرافيايي و ارتفاع مي باشد . با انجام پشت سر هم اين محاسبات ، جی پی اس  مي تواند سرعت و جهت حركت خود را نيز به دقت مشخص نمايد .



يكي از عواملي كه بر روي دقت عمل يك جی پی اس اثــر مي گذارد . شكل قرار گرفتن ماهواره ها نسبت به يكديگر مي باشد . (از نقطه نظر GPS )

اگر يك (GPS )  با چهار ماهواره تبادل نمايد و هر چهار ماهواره در شمال و شرق جی پی اس  باشند طرح و هندسه اين ماهوارها براي اين جی پی اس بسيار ضعيف ميباشد و شايد جی پی اس  قادر نباشد مكان يابي نمايد. زيرا تمام اندازه گيريهاي فاصله در يك جهت عمومي قرار دارند. مثلث سازي ضعيف است وناحيه مشترك بدست آمده از اشتراك اين مسافت سنجي ها وسيع مي باشد ( مكاني كه  براي مكان خود تصورمي كند بسيار وسيع مي باشد ودر نتيجه تعيين دقيق محل آن ممكن نيست ) در اين موقعيتها حتي اگر جی پی اس  مكان يابي را انجام دهد و موقعيتي راگزارش نمايد دقت آن نمي تواند زياد خوب باشـــــــد ( كمتر از500-300 فيت ). اگر همين چهارماهواره درچهارجهت ( شمال ، جنوب ، شرق ، غرب ) و با زواياي 90 درجه قرارداشته باشند طرح اين چهار ماهواره براي جی پی اس مزبور بهترين حالت مي باشد چرا كه جهات مسافت سنجي چهار جهت متفاوت و نقطه اشتراك اين مسافت سنجي ها بسيار كوچك مي باشد . وهرچه اين نقطه اشتراك كوچكتر باشد به معني آن است كه بيشتر به نقطه واقعي حضورخود نزديك شده ايم . دراين موقعيت دقت عمل كمتر از100فيت مي باشد .

طرح وهندسه قرارگرفتن ماهواره ها هنگاميكه جی پی اس نزديكي ساختمانهاي بلند، قلل كوهها ، دره هاي عميق ويا در وسايل نقليه قرارگرفته باشد به مساله مهمتري تبديـل مي گردد .اگر مانعي در رسيدن سيگنالهاي بعضي از ماهواره ها وجود داشته باشد جی پی اس  مي تواند از بقيه ماهواره ها بـــراي مكان يابي خود استفاده نمايد. هرچه اين موانع بيشتر و شديدتر شوند مكان يابي نيز مشكل تر مي گردد .

يك گيرنده جی پی اس نه تنها ماهواره هاي قابل استفاده را تشخيص مي دهد بلكه مكان آنها را درآسمان نيز تعيین مي كند . ( ارتفاع و زاويه ) منبع ديگرايجاد خطا " چند مسيري " مي باشد ." چند مسيري" نتيجه انعكاس سيگنال راديويي به وسيله يك شي مي باشد . اين پديده باعث ايجاد تصاوير سايه دار در تلويزيونها مي گردد هر چند در آنتنهاي جديد اين شكل به وجود نمي آيد ، اين پديده در آنتنهاي رو تلويزيوني قديمي به وجود مي آمد.

بروز اين اختلال براي جی پی اس ها به اين شكل است كه امواج بعد از انعكاس به وسيله اشياء ( مانند ساختمانها يا زمين ) به آنتن جی پی اس برسند . در اين صورت سيگنال مسير بيشتري را تا رسيدن به آنتن جی پی اس طي مي كند و اين باعث مي شود كه جی پی اس  فاصله ماهواره را بيشتر از آنچه هست محاسبه نمايد. كه باعث ايجاد خطا در مكان يابي نهايي مي گردد. در صورت بروز اين اختلال تقريباً 15 فيت بر خطاي نهايي افزوده مي شود .منبع ديگري نيز براي ايجاد خطا ممكن است وجود داشته باشند . افزايش تاخير ( delay ) به دليل اثرات جوي نيز مي تواند برروي دقت كار اثر بگذارد . همچنين خطاهاي ساعت داخلي جی پی اس . در هر دو اين موارد گيرنده جی پی اس طوري طراحي شده است كه اين اثرات را جبران نمايد . ولي خطاهاي كوچكي بر اساس همين اثرات همچنان بروز خواهند كرد .

در عمل ، دقت كار يك جی پی اس غير نظامي معمولي ، با توجه به تعداد ماهواره هاي تبادلي و طرح قرار گرفتن آنها بين 60 تا 225 فيت مي باشد. جی پی اس هاي پيچيده تر و گرانتر مي توانند با دقتهايي در حد سانتيمتر كاركنند . ولي دقت يك جی پی اس معمولی نيز مي تواند به كـــمك پـــردازشی بـــه نـــام DGPS Differential GPS به حدود 14 فيت يا كمتر برسد . سرويسهاي DGPS با هزينه كمي قابل اشتراك مي باشند . سيگنال تصحيحات DGPS توسط سازمان Army Corps Of Engineers و از ايستگاههاي مخصوص ارسال مي گردد . اين ايستگاهها در فركانس KHZ .325- 283.5 كار مي كنند تنها هزينه استفاده از اين سرويس خريدن يك دامنه از اين سيگنالها مي باشد . با اين كار يك گيرنده ديگر به GPS ما متصل مي شود ( از طريق يك كابل سه رشته اي ) و عمل تصحيح را طبق يك روش استاندارد به نام ( RTCM SC-104 ) انجام مي دهد . اشتراك سرويسهاي DGPS از طريق امواج راديويي نيز ممكن مي باشد

  • چرا كوهنوردي ؟!

كوه پيمايي و كوهنوردي به هرحال نوعي ورزش به حساب مي آيند . حتي کوه پیمایی در دامنه ها ومناطق نه چندان بلند نیز اثر فرحبخش و نشاط انگیز خود را بر تن و جان ما می گذارد . کوه پیمایی از بهترین ورزش ها و تفریح هاست که به خاطر تحرک در هوای آزاد و پاک ، بیشترین تاثیر را در بازسازی بدن دارد . کوهنوردی یک ورزش درست و حسابی است که با وسایل ویژه و آمادگی جسمی و روحی و برنامه ریزی و دانش خاص خودش ، اجرا می شود . رسیدن به قله ها علاوه بر آمادگی تن و روان ، مستلزم جهت شناسی و نقشه خوانی ، هواشناسی ، بهمن شناسی ، آشنایی با تغذیه و امداد کوهستان و ... است . اما پیش از اینها نیازمند سازماندهی و مدیریت و فون و فن هدایت گروه است . اما این ورزش نسبت به ورزش های دیگر تفاوت هایی دارد که مهم ترین آنها :
- دور بودن از چشم مردم و رفاقت به جای رقابت است .
-  ورزش کوهنوردی به صورت اصیل آن همیشه به دور از چشم تماشاگران و تشویق آنها بوده است .
-  هیچ وقت در پایان کوهنوردی دست یکی را بالا و دیگری را پایین نمی برند . بنابراین جایی برای خود نمایی نمی ماند .  
- در این ورزش کسی پای دیگری را قلم نمی کند ، تنه نمی زند .
-  اینجا بدون داور و سوت و زنگ ، هیچکس خطا نمی کند و همه به یکدیگر خسته نباشید می گویند .
-  بدون هیچ دیدار و آشنایی قبلی همه با هم رفیق اند و سر سفره یکدیگر می نشینند .
- کمک به در راه ماندگان و سرمازدگان، اصلی پذیرفته شده است .
-  نشان دادن راه و هشدار دادن خطر یک عادت است .  
-  به کسی که هیچ گاه او را ندیده ای و شاید در آینده هم هیچ گاه او را نبینی کمک می کنی چرا که کوه چنین ایجاب می کند .  
 پس گزاف نیست اگر بگوییم کوهنوردی مدرسه اخلاق است .  
از نظر کسانی که عادت دارند زیبایی برف را از پشت شیشه و از کنار بخاری تماشا کنند ، کوهنوردی نوعی دیوانگی است ، آخر برای چه کسی این همه راه برود ، بار به دوش بکشد ، با دستان کرخ شده و تن سرمازده ساعت ها درون چادر یا جانپناه ، بلرزد ، بی خوابی و کوفتگی را تحمل کند ، سرانجام خسته و تشنه و گرسنه خود را به بالای کوه برساند و به پایین برگردد ؟! کسی که هیچ گاه لذت رسیدن به قله را نچشیده ، کسی که تن به طبیعت نسپرده و با آن انس و الفت پیدا نکرده ، حق دارد چنین بیاندیشد . جورج مالوری کوهنورد پر آوازه انگلیسی و از پیشکسوتان صعود اورست در پاسخ به این پرسش که چرا به کوه می رود ، پاسخ داده بود : چون قله آن بالا است .

سرما زدگی تبر بی صدا
در مورد سرما زدگی مطالب زیادی در جاهای مختلف نوشته شده،که خیلی از آنها به علت عدم آگاهی و نداشتن علم نویسنده جز گمراهی و ایجاد ذهنیت غلط برای کوهنورد ثمره دیگری ندارد،به طوری که آموزش صحیح آن به او و پاک کردن اطلاعات غلط قبلی به مراتب از آموزش اولیه مشکل ترست.همانند کودکی که فبل از دبستان توسط والدین نا آگاه تحت یکسری آموزشهای غلط و یا خارج از سیستم آموزشی روز قرار میگیرد،که اصلاح آن یکی از بزرگترین مشکلات آموزگاران است،به همین دلیل دست اندرکاران تعلیم و تربیت تاکید دارند که آموزش ندادن بهتر از آموزش غلط است .
 از طرفی سرما زدگی یک بحث پزشکی است که درک آن نیاز به دانستن علوم پیش زمینه آن دارد و از توان عامه افراد خارج است،در اینجا سعی میکنم به طور خلاصه و مفید و در  عین حال ساده مطالبی را در مورد آن بنویسم
در اشخاص طبیعی وقتی قسمتهای انتهای بدن (extremities)در معرض سرما قرار میگیرند،دچار انقباض عروقی  (vasocostriction)موضعی میشوند که در ادامه با انقباض عمومی عروق دنبال میشود،این تنگی عروق باعث کاهش خونرسانی به عضو میشود.وقتی دمای پوستی به۲۵ درجه افت میکند،اندام حالت کبود میگیرد (cyanotic) ،در ۱۵درجه به خاطر تغییرات متابولیسم بافتی و تغییرات بیوشیمیائی ممکن است ظاهر پوست به نظر نشان دهنده اکسیژن رسانی خوب به پوست باشد،چون به رنگ صورتی در میآید،آسیب بافتی در این مرحله شروع میشود،یخ زدگی تا زمانی که دمای پوستی به ۴- تا ۱۰- درجه نرسد ایجاد نمیشود،ایجاد آن به فاکتورهائی مثل باد،خیس شدگی،تحرک،آسیبهای فیزیکی و تغذیه نامناسب ارتباط مستقیم دارد .
این عارضه به اشکال بالینی مختلف بروز میکند،یکی از اشکال آن که در ورزش ما مصداق پیدا میکند همان یخ زدگی بافتهاست (frostbite).
frostbite:
بافت یخ زده به رنگ سفید یا آبی روشن در می آید،ممکن است قوام نرم یا سفت داشته باشد،در لمس سرد است و عموما بی حس،چرا که آسیب ناشی از سرما ایجاد بیحسی عصبی میکند و شخص هیچ احساسی ندارد تا زمانی که برای اولین بار پا یا دست سرما زده خود را ببیند(تبر بی صدا).خیلی از علائم تا زمانی که پا دوباره گرم نشود دیده نمیشود. در نوع خفیف علائم شامل گزگز بی حسی و خارش است،با افزایش شدت دامنه حرکت عضو کاهش پیدا میکند و تورم شروع میشود،با گرم شدن سوزش و درد عضو شروع میشود،عضو سرما زده رنگ پریده میشود و شروع به تاول زدن میکند که ممکن است تاولها حاوی خون باشد،مرگ بافتی و سیاه شدن عضو (gangrene)نیز به تدریج پدید میآید .
درجه بندی :
آسیب بافت در اثر یخ زدگی به ۴ درجه از نظر شدت تقسیم  میشود(همانند درجه بندی در سوختگی ):
درجه یک:یخ زدگی بدون تاول، پوست معمولا وجود دارد و از بین نرفته است .
درجه دو:یخ زدگی با تاولهای شفاف و بدون خون .
درجه سه:یخ زدگی با ازبین رفتن و مرگ پوست که همراه تاولهای خونریزی دهنده میباشد و گرفتاری بافت زیر پوستی نیز وجود دارد .
درجه چهار:یخ زدگی با گرفتاری بافتهای سخت مثل استخوان که تغییر شکل اندام را به همراه دارد .
پیشگیری :
طبق شعار همیشگی، پیشگیری بهتر و کم هزینه تر از درمان است.در حال حاضر وبا وسایل و تجهیزات پیشرفته کوهنوردی و ارتقاء تکنولوژی در ساخت کفش و پوشاک کوهنوردی و در دسترس بودن آن برای اکثر کوهنوردان،نسبت به نبود این لوازم در کشور ما در گذشته نه چندان دور که حتی برای برنامه های زمستانی چند روزه در علم کوه و دماوند هم از کفشهای یک پوش استفاده میشد (در حال حاضر برای صعود زمستانی توچال هم اکثرا کفشهای دو پوش و سه پوش حرفه ای استفاده میکنند)،سرما زدگی انگشتان با این وصف و در شرایط غیر بحرانی(مثل شب مانی اضطراری در ارتفاع آن هم در زمستان و امثالهم ) نشان دهنده چیزی نیست جز بی تجربه گی نفر و از آن مهمتر عدم شایستگی سرپرست.سرپرستی برنامه فقط هماهنگی افراد،تعیین ساعت حرکت،گرفتن مینی بوس و دستور دادن نیست،بلکه یک سرپرست باید دانش فنی کافی در تمام زمینه های کوهنوردی و همینطور تجربه کافی در این زمینه را دارا باشد و علاوه بر آن هنر به کار بستن این علم و تجربه را بخصوص در شرایط بحرانی داشته باشد.این سرپرست است که علاوه بر انتخاب افراد از نظر آمادگی فنی و روحی متناسب با برنامه باید قبل از یک برنامه زمستانی تمام لوازم و پوشاک تک تک افراد را بررسی نماید و به آنها راهنمائیهای لازم را جهت انتخاب آن بنماید پس باید اول خود قدرت شناخت  فنی لوازم را داشته باشد،در حال حاضر انواع و اقسام کفشهای دو پوش در فروشگاهها موجود است ولی فقط دو پوش بودن آن برای انجام یک برنامه زمستانی در ارتفاع کافی نیست،بعضی از این کفشها که ظاهر خیلی خوش آب و رنگی هم دارند،برای زمینه های دیگری طراحی شده اند مثل یخنوردی ویا صعودهای ترکیبی و نه برای صعودهای زمستانی در ارتفاع و حتی این موضوع را کارخانه سازنده در کاتالوگها ویا حتی در برگه های راهنمای همراه کفش گوشزد کرده است ولی کو گوش شنوا.بنابراین اگر افراد کم تجربه برنامه ندانند ولی سرپرست باید بداند و اطلاعات فنی کافی در جهت شناخت لوازم کوهنوردی را داشته باشد و بدون تعارف یا از حضور شخص بدون لوازم و پوشاک متناسب با برنامه جلوگیری کند ویا وسایل مورد نیاز برای او را تهیه نماید .
متاسفانه بعضی از فروشندگان لوازم کوهنوردی به دروغ و یا کمی خوشبین باشیم از روی عدم آگاهی جهت فروش لوازم خود اطلاعات غلط به خریدار میدهند و با عناوین دهان پر کنی مثل ضدباد،ضدآب،ضد طوفان،گورتکس و غیره سعی در فروش اجناسی دارند که از نظر فنی فقط در حد کمپینگ میباشند،بدون اینکه متوجه باشند این کار چه خطراتی را میتواند برای خریدار به همراه داشته باشد .
نکته بعدی زمان بندی صحیح برنامه توسط سرپرست است. یک برنامه زمستانی به خصوص در ارتفاع باید در کوتاهترین زمان ممکن به اتمام برسد و از در معرض سرما قرار گرفتن بی مورد افراد باید جلوگیری کرد و باید در نظر داشت همیشه شرایط آب و هوا خوب نخواهد بود و در زمستان به سرعت یک روز آفتابی به طوفان و کولاک شدید تبدیل خواهد شد،پس نباید زمان را هدر داد و قبل از اجرای برنامه باید افراد را از نظر آمادگی و قدرت یک دست انتخاب کرد تا برنامه از نظر زمانی به طور معقول انجام پذیرد.این مسئله علاوه برکم کردن ریسک خطر بر ارزش فنی صعود نیز میافزاید.به طور مثال صعود زمستانی دماوند از جبهه جنوبی برای گروهی با آمادگی معمولی در شرایط نرمال ۲ تا ۳ روز در سالهای پر برف بیشتر زمان نمیبرد گر چه با آمادگی خوب یک روزه هم راحت صعود میشود،صعود با زمان بیشتر حتما ریسک خطر از جمله سرما زدگی را بالا میبرد،شاید خیلی ها بگویند زمان برای ما مطرح نیست ولی این را باید بدانیم که از نظر ارزش فنی فقط اینکه بگوئیم قله را صعود کردیم مهم نیست بلکه چه گونه قله را صعود کردیم مهم است،با چه زمانی،از کدام جبهه،در چه فصلی و احیانا با چه نکات اشتباهی که منجر به صدمه به افراد تیم شده است.به یاد یک جمله از کوهنورد آمریکائی فاتح ۱۴ قله هشت هزار متری "ادوایستورس" افتادم که گفته هیچ کوهی برای کوهنورد ارزش مردن ندارد،ولی به نظر من کوه ها ارزش والائی دارند این ما هستیم که باید از نظر آمادگی در خود چنان ارزشی ایجاد کنیم که بتوانیم به سلامت آنها را صعود کنیم واز صعودمان لذت ببریم
مسئله بعدی اطلاع سرپرست برنامه زمستانی از نکات مهم زندگی در ارتفاع و شرایط سخت همچون سرما است،باید به افراد آموزش دهد که به احساس سرمای غیر عادی و گزگز و بی حسی انگشتان بی اعتنا نباشند،انگشتان دست و پا را دائما حرکت دهند،چون در بین ما زیاد مرسوم است که کفش دو پوش را از دوستان خود امانت میگیریم!..حتما نسبت به تنگ نبودن آن دقت کنیم که خود باعث افزایش ریسک خطر خواهد شد.همچنین باید قویا متذکر شود که در کمپها هنگام استراحت حتما پا ها را بررسی کنند،جورابهای خیس باید فورا تعویض شوند،به همین علت باید در برنامه های زمستانی چند جفت جوراب خوب همراه داشته باشیم .انگشتان پا باید با دقت دیده شوند و هر گونه علائم غیر عادی باید جدی گرفته شوند چون همان گونه که گفتیم به علت بیحسی ناشی از سرما بدون دیدن عضو سرما زده ممکن است شخص از آن بی خبر باشد.از تماس دست و یا احتمالا لبها در طول برنامه با اجسام فلزی مثل کارابین،پیچ یخ،دیرک چادر و غیره جدا خودداری شود.مراقب نشت گاز هنگام تعویض کپسول چراغ حرارتی و تماس آن با دستها باشیم که این مسئله دمای پوستی را شدیدا پائین می آورد.در مورد دستها،دستکش ۵ انگشتی هر چقدر هم کیفیت خوبی داشته باشد مثل دستکش ۲ انگشتی عمل نمیکند چون در این نوع از دستکش بخاطر کنار هم بودن انگشتان و تبادل حرارت بین آنها،احساس گرمای بیشتری میشود،این مسئله را اکثر شما تجربه کرده اید.و نکته مهم دیگر اینکه اگر در مراحل ابتدائی سرما زدگی از آن مطلع شویم و به دور از غرور و تکبر آنرا ابراز کنیم باکمک همنورد خود خیلی راحت همانگونه که در بخش درمان توضیح میدهم جلوی یک ضایعه غیر قابل برگشت را خواهیم گرفت .


درمان :
الف:درمان هیپوترمی عمومی (systemic hypothermia ):
در فرد آسیب دیده ابتدا باید دقت داشت که اگر کاهش درجه حرارت عمومی وجود دارد ابتدا باید آنرا درمان کرد،فرد باید در محیط گرم قرار گیرد،داخل کیسه خواب و یا با پوشاندن البسه پر،به او مایعات گرم بدهیم و جلوی از دست دادن حرارت بدن او را بگیریم،اگر لباسهای زیر او خیس شده آنها را تعویض کنیم،موها و بدن او را کاملا خشک کنیم،رطوبت و باد دو عاملی هستند که بر شدت سرما می افزایند .
در مراحل بعدی و در بیماران با حال وخیمتر اقدامات درمانی دیگر بر اساس مشکل وی در مراکز درمانی انجام میگیرد،مثل جبران مایع و الکترولیت توسط سرم درمانی و غیره،در این بیماران یکی از عوارض شایع و خطرناک آریتمی قلبی است (نامنظمی ضربان قلب)که خطر جدی برای بیمار ایجاد میکند و میبایست در مراکز درمانی تحت مانیتورینگ(کنترل فعالیتهای الکتریکی قلب)قرار گیرند،از موارد دیگر دانستن این موضوع است که گرم کردن دوباره بیمار (rewarming ) باید تدریجی باشد وگرنه خود باعث اختلالات شدید قلبی خواهد شد .
ب:گرم کردن عضو سرما زده (rewarming ):
در نوع سطحی و خفیف سرما زدگی اندامها (frostnip)میتوان انگشتان را با قراردادن در زیر بغل خود ویا همنوردمان به تدریج گرم کرد و یا با فشار خیلی ملایم توسط دست گرم این کار را انجام داد   ،باید شدیدا از مالیدن و یا ماساژ آنها پرهیز کنیم چرا که اینکار به بافتهای سرما زده آسیب جدی وارد میکند.در مورد پاها نیز باید صعود متوقف شود، در صورت امکان در یک محل مناسب کفشها و جوراب در آورده شود و بعد از گرم کردن مجاورتی با استفاده از گرمای بدن خود و یا دوستمان، جوراب پر و یا پوشاک گرم دیگری به پا کرد،مهم این است که علائم ابتدائی را جدی بگیریم و قبل از اینکه به مراحل جدی تر برسد خیلی راحت آنرا درمان کنیم،در هر مرحله از صعود که باشیم باید آنرا متوقف کنیم چرا که داشتن انگشتان سالم برای ادامه آن و صعودهای بعدی واجب تراست .
در نوع شدیدتر اقدام سریع برای گرم کردن عضو در دمای کمی بالاتر از دمای بدن مسلما باعث کاهش آسیب و مرگ بافتی خواهد شد،یعنی عضو یخ زده باید به مدت ۱۵ تا ۳۰ دقیقه در آب با دمای ۴۰ تا ۴۲ درجه سلسیوس قرار گیرد،آب در این دما در دست سالم فقط احساس گرما ایجاد میکند نه داغی به عبارتی ولرم .باید از گرمای خشک و مستقیم مثل اجاق حرارتی و یا آتش شدیدا پرهیز کرد .بعد از اینکه اینکار انجام شد و حرارت پوستی طبیعی شد معمولا بعد از همان ۳۰ دقیقه اینکار را متوقف میکنیم ولی میتوان این کار را تا طبیعی شدن دمای پوستی هر بار به همین مدت تکرار کرد،گرم کردن با ماساژ ،نرمش عضو و یا قرار دادن عضو در برف به شدت ممنوع است و باعث آسیب جبران ناپذیر به عضو سرما زده میشود چون بافت آزرده توسط سرما شدیدا آسیب پذیر است و حتی ماساژ ملایم آن نیز ممکن است باعث افزایش مرگ بافتی شود .
یک نکته خیلی خیلی مهم که گاهی برای ما ایجاد آن اجتناب ناپذیر است ،امکان دوباره یخ زدن عضو است (refreezing ).یعنی مجبور باشیم به عللی، با وجود سرما زدگی به صعود ادامه دهیم مثلا در مسیرهای فنی که امکان فرود نباشد و یا در برگشت نیز مجبور باشیم با پاهای خودمان برگردیم و این امکان را میدهیم که دوباره با یخ زدگی عضو روبرو شویم،در این موارد که احتمال دوباره یخ زدن عضو را میدهیم،نباید عضو یخ زده را گرم ویا به اصطلاح یخ زدائی کنیم حتی اگر مجبور باشیم ساعتها با عضو یخ زده راه برویم، چرا که دوباره یخ زدن عضو از نظر مرگ بافتی ایجاد شده به مراتب زیان بار تراست .
ج:نگهداری از عضو آسیب دیده (protection of injured part ):
از نظر علمی تمامی افراد با سرمازدگی درجه ۲ و بالاتر و همینطور افراد با سرما زدگی درجه ۱ که سطح وسیعی از بدن آنها گرفتار باشد باید و باید در بیمارستان بستری شوند .
عضو سرما زده را باید شدیدا از آسیبهای فیزیکی مثل ضربه،فشار و سایش محافظت کنیم، نباید برای بافتهای سرما زده که هنوز مشکوک به زنده بودن هستند درمان فیزیکی زود هنگام را شروع کنیم(قطع عضو و یا تراشیدن)،بیمار باید استراحت مطلق داشته باشد، با بالا نگه داشتن عضو مبتلا و به هیچ وجه نباید از عضو سرما زده استفاده کند،در مورد پا حتی برای کارهای بهداشتی فردی نیز مجاز به راه رفتن نیست .
عضو مبتلا باید بدون پوشش و یا با یک پانسمان کاملا شل و بدون فشار و در دمای نرمال اطاق باشد .
تاولها را بسته به شرایط میتوان باز کرد و یا دست نخورده باقی گذاشت،اگر آنها را باز کردیم باید با با کرم silver sulfadiazine هر ۱۲ ساعت پوشانده شوند و اگر آنها را سالم باقی گذاشتیم باید با کرم aloe vera هر ۶ ساعت این کار انجام شود .
اگر آسپرین برای بیمار منع مصرف دیگری مثل ناراحتی معده و غیره نداشته باشد،با دز کم ۳۲۵ میلی گرم برای بزرگسالان هر ۶ ساعت  برای ۳ روز تجویز میشود .باز هم تکرار میکنم باید از پانسمانهای فشاری شدیدا پرهیز کرد .
د:ارزیابی های ضد عفونت anti-infective :
یکی از اقدامات اساسی،پیشگیری از عفونت بعد از گرم کردن بافت است.ایجاد یک محیط استریل و محافظت پوست آسیب دیده و تاولهای آن از تماس فیزیکی از جمله این اقدامات است.آلودگی های موضعی با محلول ۵ تا ۱۰ درصد بتادین قابل درمان است،ایجاد حمام بتادین در دمای ۳۲.۲ تا ۳۷.۸ درجه سلسیوس،دو بار در روز و هر بار به مدت ۳۰ دقیقه،برای مدت ۳ هفته یا بیشتر کمک شایانی به تمیز نگه داشتن پوست و از بین بردن بافتهای مرده سطحی میکند.برای درمان عفونتهای عمقی تر ترکیبات آنتی بیوتیکی نیاز هستند،بعضی از متدها،آنتی بیوتیک پیشگیری کننده را از ابتدا شروع میکنند که جهت جلوگیری از عفونت بسیار موثر است به خصوص در سرما زدگی درجه ۲ و ۳ .پیشگیری از کزاز هم یکی دیگر از اقدامات لازم است که میبایست انجام بگیرد .
ه:ترکیبات مهار کننده سمپاتیک sympatholytic :
رزرپین (reserpine )بصورت تجویز داخل عروقی،جهت کم کردن انقباض عروقی بسیار موثر است  ولی تمام مراجع آن را تائید نمیکنند .
و:جراحی surgery :
قطع عضو ویا تراشیدن و برداشتن بافتهای مرده تا زمانی که تشخیص قطعی مرگ آن ثابت نشود انجام نمی پذیرد.خط جدا کننده بافت مرده و زنده زودتر از ۳ تا ۵ هفته ظاهر نمی شود. بعضی روشهای تشخیصی مثل اسکن ( TC99m (technetium جهت تائید مرگ بافت موثر است .

عبور از رودخانه و جريان‌هاي آب :
راه‌هاي عبور از رودخانه‌ها و تاثيرات عمق آب، سرعت جريان آب و عرض رودخانه يكي از مسايل پيش روي كوهنوردان است كه در اين مطلب بررسي شده است:
تا آنجا كه امكان دارد سعي كنيد براي عبور از روي رودخانه‌ها از پل‌ها يا معابري كه امكان عبور از آن را فراهم مي‌سازند، استفاده كنيد حتي اگر فاصله آنها دور باشد و شما مجبور به طي مسافتي بيشتر شويد. تنها در مواقع ضروري و غيرقابل اجتناب داخل آب شويد. در صورتي كه به هر علتي مجبور بوديد از داخل آب عبور كنيد، موارد مهم زير را مدنظر قرار دهيد:

الف) دماي هوا :


خيس شدن در فصول سرد مي‌تواند حيات شما را به خطر اندازد، پس قبل از اقدام به عبور از آب لازم است از وجود لباس‌هاي خشك اضافي و همچنين امكان توليد گرمايش(نظير دسترسي به چوب براي روشن كردن آتش) اطمينان حاصل كنيد. لذا در صورت مهيا نبودن اين شرايط توصيه اكيد بر بازگشت مي‌كنيم. به‌ويژه امكان خشك كردن كفش بسيار مهم است.

ب) عمق آب :


هر چه عمق آب بيشتر باشد، نياز به انجام حمايت از افراد تيم بيشتر مي‌شود. اگر عمق آب پايين‌تر از گردن افراد تيم بوده و به اندازه عرض رودخانه طناب انفرادي همراه داشته باشيد كار راحت خواهد شد. در اين حالت لازم است ابتدا يكي از افراد قوي تيم با بستن يك سر طناب به خود از رودخانه عبور نموده و آنگاه با كمك يكي از افراد ديگر تيم در اين سمت رودخانه، دو سر طناب را در دست خود نگه دارند به نحوي كه طناب خيلي كشيده نگردد و كمي آويزان باشد، سپس بقيه افراد تيم از سمت چپ طناب(در صورتي كه وضعيت قرارگيري افراد طوري است كه آب از سمت راست به سمت چپ در جريان است) عبور كرده و با دست چپ از طناب به عنوان حمايت استفاده كنند. همين طور اگر وضعيت قرارگيري افراد طوري باشد كه آب از سمت چپ به سمت راست در جريان باشد، بايد از سمت راست طناب وارد آب شده و با دست راست از طناب به عنوان حمايت استفاده كنند. اما اگر عمق آب بالاتر از گردن افراد تيم بوده و يا طناب انفرادي كافي نداشته باشيد چاره‌اي جز شنا براي عبور از رودخانه نخواهيد داشت. همچنين حتي اگر عمق آب در حد سينه شما باشد، اما فشار و سرعت آب بيشتر باشد بهتر است با شنا از آن عبور كنيد. براي شنا ابتدا كوله خود را در آورده و در زير سينه خود قرار دهيد و سپس دو دست خود را بر روي آن بيندازيد. آنگاه چهار دست و پا و به شيوه شناي سگي از رودخانه عبور كنيد. ترجيحاً تك‌تك شنا كنيد تا احياناً اگر براي كسي اتفاقي افتاد بقيه بتوانند به او كمك كنند.
در صورتي كه عبور از رودخانه ريسك بالايي دارد مبادرت به اين‌كارنكنيد و برگشتن را بر به خطر انداختن جان خود و دوستانتان ترجيح دهيد.

ج) سرعت جريان آب :

هرچه سرعت جريان آب و عمق آب بيشتر باشد بايد مايل‌‌تر و در جهت موافق جريان رودخانه شنا كنيد، حتي اگر 50 متر پايين‌تر موفق به رسيدن به آن سمت رودحانه شويد. توجه داشته باشيد كه حفظ جان مهم‌تر از حفظ كوله است و لذا اگر احساس كرديد نگهداري كوله مي‌تواند جان شما را به خطر اندازد، كوله را رها كرده و خودتان را نجات دهيد. همچنين لازم است دقت و توجه بيشتري نسبت صخره‌هاي موجود در وسط و اطراف رودخانه و همچنين احتمال وجود آبشار در پايين رودخانه كنيد.

د) عرض رودخانه :
اگر عرض رودخانه كم باشد، مي‌توان از چوب يا باتوم نيز براي حمايت استفاده كرد.

چند نكته اضافي:

1ــ ترجيحاً با كفش از رودخانه عبور كنيد. كفش شما محافظ شما در برابر سنگ‌هاي تيز و برنده، مارهاي زهرآلود در بعضي از مناطق، سر خوردن در آب و پيچ‌خوردن پا در وسط سنگ‌ها خواهد بود. البته راه رفتن با كفش خيس مي‌تواند سبب تاول زدن پاي بعضي از افراد تيم شود. لذا قبل از ادامه طريق به نحو مناسب اقدام به خشك كردن كفش و تعويض جوراب كنيد.


2ــ قبل از وارد شدن در آب نسبت به آب‌بندي بودن وسايل خود اطمينان حاصل كنيد، به‌ويژه كبريت، اسناد و مدارك، نقشه، پول، كيسه‌خواب، لباس‌هاي خشك اضافي، غذا و وسايل صوتي و ديجيتالي خود و غيره.


3ــ در كف بعضي از رودخانه‌ها امكان وجود تورهاي ماهيگيري وجود دارد، توجه داشته باشيد كه گير كردن پاي شما در تور مي‌تواند باعث گرفتن جان شما شود.
در صورتي كه عبور از رودخانه ريسك بالايي دارد، مبادرت به اين‌كار نكنيد و برگشتن را بر به خطر انداختن جان خود و دوستانتان ترجيح دهيد.

قله 3895 متری کرکس

                

 

 
رشته کوه کرکس از کوههای مرکزی ایران به شمار میرود وپهنه ای به وسعت3400 کیلومترمربع را زیر پوشش قرار داده است که در جهت شمال غربی – جنوب شرقی امتداد یافته است . مرتفع ترین کوههای آن عبارتند از :  کمرسیاه ( 3630 ) , کوه کرگز( 3588 ) , زیرپل (  3398 ) , لالی وان ( 3350 ) ,   پنجه علی ( 3225 ) , کوه کلنگ ( 2248 )  و مرتع ترین کوه این رشته کوه ,  کوه کرکس با ارتفاع 3895  متر از سطح دریاهای آزاد . کوهستان کرکس سرچشمه رودهای منطقه است که بشتر تا اوایل تیر ماه خشک میشوند .این رشته کوه در 100 کیلومتری شمال اصفهان و غرب شهر نطنز واقع است .
مختصات جغرافیایی کوه کرکس عبارتند از :
N : 3 , 27 ' , 21
      و    E : 51 ,47 ' , 59
رشته کوه کرکس از سنگهای آذرین متوسط ( از لحاظ اسیدی یا بازی ) آذر – آواری تشکیل شده است . متوسط بارندگی سالانه این کوهستان 200 تا 400  میلی متر است که این کوهستان را در شمار مناطق خشک تا نیمه خشک قرار داده است . از نظر زلزله خیزی مناطق جنوبی آن پرزیان و مناطق شمالی آن نیمه زیان به حساب می آیند .

مسیرهای اصلی صعود به قله کرکس :
1 - مسیر جنوبی( کشه ) –  زمان تقریبی برای صعود  ۵  ساعت
2-  مسیر شمال غربی ( بید هند ) –  زمان تقریبی برای صعود  ۶  ساعت
3-  مسیر شرقی ( طامه ) –  زمان تقریبی برای صعود  ۷  ساعت
4-  مسیر شمال شرقی ( اوره ) –  زمان تقریبی برای صعود ۷ساعت



منبع : k2peak

 

قله ي زيباي كهار در منطقه ي كوهستاني البرز غربي كوهنوردان زيادي را به خود جلب ميكند اين رشته كوهها مرزطبيعي دره طالقان وساوجبلاغ را تشكيل ميدهند و ارتفاعات بزرگي مثل ، ميشه نو ، ناز ، واركش ، اشكد ر ، كورچ و ….. در آن قرار دارد .
براي دسترسيبه قله ي كهار از طريق شهرستان كرج به جاده چالوس و به پل خواب رفته و جاده انحرافي به طول 10 كيلومتر به سمت چپ يعني غرب بعد از گذشتن از روستاهاي – آويزر – آيگان و كلها در ساعت 7 صبح به آبادي كلوان وارد ميشويم .
مبداء حركتمان آبادي كلوان ميباشد . به محض پياده شدن از ميني بوس رايحه اي جان بخش حال و هواي ما را عوض ميكند احساس ميكني در يك باغ خيلي بزرگ پر از انواع و اقسام گلها قرار گرفته اي عطر بوي گلها و گياهان مختلف به مشامت ميخورد بعد از سپري شدن دقايقي و گذراز گردنه اي ، به باغها ي نسبتأ وسيعي ميرسيم ، نهر آبي كه از كوه ها و چشمه ها نشأت ميگرفت واز ميان با غها ميگذرد قمقمه هاي آب را آبگيري نموده و با تعارف و اجازه ي صاحبان باغ كه مشغول چيدن سيب از درختان بودند هر كدام از ما چند عدد سيبي چيده و نوش جان نموديم سپس به سمت قله حركت نموديم هر چه كه بسمت با لا حركت ميكرديم و پشت سرمان را نگاه ميكرديم منطقه ي سرسبز و سيعي كه آبادي در آن قرار دارد به زيبايي منظر اطراف مي افزايد كه مي توان به چشم ديد و لذ ت برد .
در حين بالا رفتن در سمت چپ ، جان پناه كهار را به خوبي ميتوان مشاهده كرد ، در اين فصل يعني اواسط مهر ماه برف را در برف چالهاي ناز مشاهده مي كنيم اين برفچالها در تمام فصول سال برف را در خود دارند قله هاي دو برار وهفت خواني و تو چال و همچنين قله با عظمت دما وند را ارتفاع نظاره گر بود با زيگزاگهاي كوتاه يا صعود به شكل مارپيچ ( تراورز) كه استراحت نيز محسوب ميشود .
حركتمان را به سمت هد ف در پيش ميگيريم طبيعت بكر اين منطقه هر بيننده اي را مجذوب خود ميكند بعد از دو ساعت ، يعني 9 صبح به جان پناه كهار ميريم در كنار پناهگاه چشمه اي است در اكثر فصول سال داراي آب است كه نيازي به حمل آب از پايين به بالا نيست .پس از استراحت وصرف صبحانه در ساعت 10 صبح مسير قله را در پيش ميگيريم و دقيقا“ در ساعت 12 كه خورشيد در وسط آسمان قرار داشت به قله بزرگ و زيباي كهار در ارتفاع 4041 متري كهGPS نشان ميداد رسيديم از دوستان گروه كوهنوردي هفت خوان كرج را آنجا ديديم كه قبل از به قله رسيده بودند همه از فرط شادي و هيجان همديگر را در آغوش گرفتم وبه هم خسته نباشي و صعود به قله را به يكديگر تبريك گفتيم و پس از نوشيدن چاي و پس از نوشيدن چاي و سپري كردن 45 دقيقه زمان در آن ارتفاع و سرماي زيادكه بسيار دلچسب بود راهمان رزا بسمت پايين ادامه ميدهيم ودر ساعت 5:10 دقيقه عصر به آبادي (مبداء صعود ) رسيديم .
پوشش گياهي منطقه شامل منطقه گؤن ، چاي كوهي و آويشن و در ختان سيب و صنوبر ميباشد . كوههاي منطقه جوان و مربوط بدوره چهارم زمين شناسي (كواتر نري ) ميباشد و در بعضي از منطق ديوارهي كوه ها شكل هاي تاقد يسي كه منفعل از فعاليتهاي درون زمين بوده است را به وضوح ميتوان در اين كوه ها ديد .
با اختصاص يك روز مسافت 300/16 كيلومتر رفت و برگشت را با فاصله زماني 8 ساعت وقت كوه پيمايي كرديم . معدل سرعت ما در اين صعود 2/2 كيلمتر در ساعت بود قله در موقعيت جغرافيايي شمال غرب (N W ) قرار دارد .

مديري که از کوهستان آموخت   

 

جيم کالينز محققي است که به بررسي شرکت هاي عالي و ماندگار مي پردازد و اين که چگونه رشد مي کنند, چگونه به سطح برتري از عملکرد دست پيدا مي کنند و چگونه شرکت هاي خوب مي توانند عالي شوند.

 

کالينز علاوه بر کار روزانه اش, صخره نوردي ماهر و مشتاق است.

 

به عقيده او:

 

موثرترين رهبران در شرکت هايي که دوران گذار را طي ميکنند,

 

افرادي آرام و متواضع اند و بافت وجودي شان به گونه اي است که

 

بهترين بخش وجودشان, در بدترين شرايط ظهور ميکند.

 

(نشريه حرکت کنندگان شماره 3)

 

 

به نظرم کوهستان و طبيعت ميتونه معلم بزرگي براي ما باشه نظر شما چيه؟

 

هزار
دهستان راین ،شهرستان بم ،114 کیلومتر غرب شمالی بم .
ارتفاع 4465 متر .کوهستانی است به وسعت حدود 900 کیلومتر مربع مرکب از کوههای سربنه و سرمشک که به وسیله ارتفاعات پست تری از سوی غرب به کوههای لاله زار از جنوب به کوه بهر آسمان متصل است و رودخانه خانه مرغزار و تهرود آن را از رشته کوههای جبال بارز جدا میکنند .
دهستان دهتازیان (شهرستان سیرجان) در دامنه شمالغربی و دهستانهای راین وحسین آباد (شهرستان بم )در دامنه شمالی وشرقی و دهستانهای سرمشک ،گروه از شهرستان جیرفت در دامنه های جنوبی آن قرار گرفته اند . از دامنه های شرقی این کوهستان رودهایی چون گارچیدان وگیشیگان سرچشمه میگیرند که همگی به رودخانه تهرود میریزند واز دامنه های شمالی آن رود کشک وچند خشکرود دیگر به سوی شمال غربی روان میگردند ودامنه های جنوبی وجنوبغربی ان سرچشمه رودهای رودرو، هریر رود را تشکیل میدهند .
روستاهای بزرگی چون میر شادی و زر رود . زارچو در دامنه های شمالی و بابی نی ،زمان آباد نروک، درآسیاب در دامنه های شرقی و نمیش ،با کهنوج ، هنزا دو زنک در دامنه های جنوبی و گند گاو ،درآلوو باب گنجی در دامنه های غربی آن واقع اند که به دلیل ارتفاع زیاد از آب و هوای نسبتاسرد برخورداند .

Anonymous مي نويسد "با يد ببينيم براي چه به كوه ميرويم در كوه و بيابان بدنبال چه ميگرديم براي چه اين همه خود را خسته ميكنيم عرق ميريزيم در زمستان گاهي اوقات تا كمر در برف فرو ميرويم و بعضا خيلي از خطر ات را بجان ميخريم و تا سر حد مرگ با طبيعت دست وپنجه نرم ميكنيم .

آيا هدف فقط رسيدن به قله است و فتح آن ؟ و يا در تابستان در آن گرماي سوزان و طاقت فرسادر كوه ها بالا ميرويم و از فرط ريزش عرق از سر ورويمان تمام بدن خيس ميگردد و گاهي او قات آب در دسترس نيست ودرآن وضعييت حاضري گرانترين سرمايه ات را بخاطرمقداري آب آشاميدني بدهي و آنرا بدست بياوري. و سوالات زياد ديگري هست كه هر كوهنوردي وهر طبيعت دوستي بايد از خود بپرسد و يا ميپرسد . كه چرا وقت خود را ميگيرد و هزينه ميكند وخود را به طبيعت ميزند چه ميخواهد بفهمد.ج:او مي خواهد نگذارد كه اين جسم كه در آن روح خودنهفته است تن پرور ببار بيايد و منطقي كه شايد خيلي ماهااز آن سر در نياوريم و ندانيم ولي حقيقتي است انكار ناپذير .جسم را بسختي وبا طبيعت مانوس ميكنيم تا اين روح با عظمت در كالبد جسم است پرورش بيابد و بتواند به قله انسانيت برسد و بزرگترين قله ها را كه همانا قله كمال انسانيت – معرفت – مردانگي است صعود كند آن موقع هست كه اين تن و جسم كه رمقي ديگر براي بالا رفتن نمانده است وقتي كه به آن قله ميرسد احساس رضايت و خوشحالي و شادماني ميكند ودر آن موقع هيچ گونه احساس خستگي نيز از راه پيموده شده نميكند . قله انسانيت –در بين كشور ها بين مرد وزن – قوم ها – نژادها- و زبانها و فرقه ها مرزي ندارد . انسان ها از هر قوم و نژاد و از هر كشوري اعم از زن ومرد- پير و جوان دراين وادي يكسانند و قانون براي همه يكي است و همه داراي حق و حقوقند و كسي بر كسي ديگر برتري ندارد كسي كه به كوه ميرود بايد سعي نمايد كه تحملش در برابر سختي ها وناملايمات بيشتر شود در واقع بالا رفتن به نوعي تمرين و ممارست جهت بالا بردن ظرفيت دروني خويش است در واقع تحمل نمودن در برابر عصبانيت است در واقع تحمل تشنگي گرسنگي. رنج ومشقت – بالا رفتن يعني واكسينه شدن در مقابل ضعف هاي جسماني و روحي و رواني ميباشد صعود يعني با آغوش باز بدنبال هدف رفتن يعني بدنبال اميد رفتن. باشد كه درس معرفت را ازاين سير وسلوك صعود ها بياموزيم.

ورزشـهـاي زانــو
تمرينها با پاي كشيده
1- محكم كردن زانو :

بنشينيد و پاها را مقابل خود دراز كنيد. زانوي خود را هرچه محكم راست كنيد، آن را به زمين فشار دهيد و همزمان پا را از مچ به سمت خود بكشيد. زانو را تا پنج شماره راست نگه داريد، سپس آن را كاملاً شل كنيد (سه بار در روز هر بار ده مرتبه). محكم كردن زانو را در حالت ايستاده يا نشسته مي توانيد انجام دهيد، بنابراين بايد اين تمرين را در فعاليتهاي روزمره خود بگنجانيد. مثلاً هنگامي كه براي مدتي طولاني نشسته ايد به دفعات، زانوي خود را راست كنيد. 

 



  2- محكم كردن زانو با حمايت پاشنه :

بنشينيد و پاها را در مقابل خود دراز كنيد. جسمي (مانند حوله اي تا شده يا يك تكه چوب به ارتفاع پنج سانتيمتر) را زير پاشنه خود قرار دهيد، عضلات ران را سفت كنيد و انگشتان را از مچ پا به سمت خود بكشيد تا ده بشماريد، سپس عضلات را شل كنيد و اين تمرين را حداقل دوبار در روز و هر بــار ده مرتبه انجام دهيد. 

 

  3- بالا بردن پا در وضعيت كشيده :

بنشينيد و پاها را راست كنيد. در حالي كه زانو را در وضعيت كشيده قفل كرده ايد، پاي آسيب ديده را بالا ببريد، سپس تا نزديكي زمين پايين بياوريد. اين تمرين را به صورت متوالي و سريع ده بار انجام دهيد و سعي كنيد به سي بار برسانيد. 

 

  4- بنشينيد و پاهاي خود را راست كنيد :

وزنه اي روي مچ پا قرار دهيد،‌ پاها را در همان حالت راست بودن بالا ببريد و سپس به آرامي پايين بياوريد. براي شروع، وزنه نبايد از يك كيلوگرم بيشتر باشد. وزنه را بتدريج سنگين تر كنيد. مراقب باشيد كه زانو در وضعيت كشيده باشد. تمرين را با پنج بار شروع كنيد و به تدريج به پنج ســـري ده تايي برسانيد. 

 

  5- چرخش مفصل ران :

بنشينيد و مفصل پاهاي خود را راست كنيد. در حالي كه زانو را در همان وضعيت كشيده قفل كرده ايد، پا را بالا ببريد و دايره هايي را با پاي خود در فضا به سرعت رسم كنيد و آن را به سه سري ده تايي برسانيد. اين تمرين را به سه سري ده تايي برسانيد. اين تمرين را با افزودن وزنه به مچ پا انجام دهيد. 

 

  6 ـ بنشينيد و پاها را راست كنيد :

در حالي كه زانو را صاف نگه داشته ايد پا را بالا ببريد و بدون توقف، حروف الفبا را در فضا «بنويسيد» وقتي اين تمرين برايتان آسان شد، آن را با افزودن وزنه به مچ پا ادامه دهيد. 

 

  7- بنشينيد و پاها را راست كنيد :

در حالي كه زانو را در وضعيت كشيده قفل كرده ايد، پا را بالا ببريد‌ به صورت عرضي آن را به يك سو ببريد و به آرامي به سمت مركز برگردانيد و آن گاه به نرمي پايين بياوريد. اين حركت را با هر پا پنج بار تكرار كنيد و به تدريج به سه سري ده تايي برسانيد؛‌ سپس اين تمرين را با افزودن وزنه به مچ پا ادامه دهيد. 

 

  8- دور كردن مفصل ران :

به پهلو بخوابيد به نحوي كه پاي آسيب ديده بالا قرار گيرد. زانو را راست نگه داريد و پا را از زانو بالا ببريد، تا سه بشماريد و سپس به آرامي پايين بياوريد. با پنج بار شروع كنيد، به تدريج تعداد تمرين را به سه سري ده تايي برسانيد و سپس با افزودن وزنه به مچ پا آن را ادامه دهيد. 

 

  9- بالا بردن پا در وضعيت دمر :

روي شكم بخوابيد. زانو را راست نگه داريد و پا را از عقب كمي بالا ببريد. اين وضعيت را تا سه شماره حفظ كنيد، سپس به تدريج پا را پايين بياوريد. تمرين را با هر پا پنج بار انجام دهيد، به تدريج آن را به سه سري ده تايي برسانيد و سپس با افزودن وزنه به مچ پا ادامه دهيد. 

 
تمرينـهاي حركـتي براي خـم كردن زانـو:

 

1- روي ميز يا صندلي بلندي بنشينيد و پاي آسيب ديده را مقابل خود راست كنيد و روي پاي سالم بيندازيد. پاي سالم را به آرامي خم كنيد تا آنجا كه به آخرين حد دامنه حركتي زانوي آسيب ديده برسد. اين وضعيت را تا پنج شماره حفظ كنيد، سپس هر دو زانو را راست نماييد (ده بار).

 

2- روي ميز يا صندلي بلندي بنشينيد و به كمك پاي سالم خود، پاي آسيب ديده را حمايت كنيد. به آرامي بگذاريد زانوهايتان تا رسيدن به آخرين حد دامنه حركتي زانوي آسيب ديده خم شود، زانوها را بيست بار در اين نقطه به جلو و عقب تكان دهيد. (ده بار تكرار كنيد)

 

3- روي ميز يا صندلي بلندي بنشينيد و پاها را شل كنيد. پاي سالم را روي قسمت فوقاني پاي آسيب ديده قرار دهيد. با پاي سالم خود به آرامي به سمت پايين فشار دهيد به نحوي كه زانوي آسيب ديده تا آخرين حد دامنه حركتي خود خم شود، آنگاه پاهاي خود را كمي تكان دهيد تا اينكه احساس كنيد زانويتان به تدريج بيشتر خم مي شود. (ده بار تكرار كنيد.)

 

4- روي شكم دراز بكشيد و پاشنه پاي سالم خود را در جلو ساق پاي آسيب ديده قرار دهيد. پاي سالم رابه عقب ببريد تا زانوهايتان خم شوند،‌ پاشنه هاي پا را با حركتي موزون و رو به پايين به نشيمنگاه فشار دهيد. (ده بار تكرار كنيد.)

 

5- به پشت بخوابيد و زانوي آسيب ديده را به سمت قفسه سينه خم كنيد. با گذاشتن دستها روي قسمت فوقاني ساق و با حركتي رو به پايين، زانوي خود را به طرف قفسه سينه بكشيد تا اينكه حس كنيـــد زانويتان به تدريج خم مي شود. (ده بار تكرار كنيد.)

 

6- روي شكم دراز بكشيد و زانوي آسيب ديده را خم كنيد. پا را بگيريد و به سمت نشيمنگاه بكشيد، هنگامي كه به آخرين حد خم شدن زانو رسيديد، اين وضعيت را تا ده شماره حفظ كنيد. به آرامي عضلات را شل كنيد؛‌ اين تمرين را پنج بار تكرار نماييد.

 

7- روي صندلي بنشينيد و زانوي آسيب ديده را تا حد امكان خم كنيد و پا را روي زمين قرار دهيد. در حالي كه پاشنه روي زمين نگه داشته شده است، انگشتان را شش مرتبه به داخل و خارج بچرخانيد تا زانو كمي بچرخد. سپس زانوي خود را كمي بيشتر خم نماييد. اين تمرين را سه بار تكرار كنيد.

 

8- روي پاي سالم بايستيد و زانوي آسيب ديده را روي صندلي قرار دهيد. (براي راحت بودن، بالشي زير زانو بگذاريد.) طوري بايستيد كه گويي روي صندلي، زانو زده ايد. به آرامي نشيمنگاه خود را به سمت پاشنه پا ببريد تا زانو خم شود. (ده بار تكرار كنيد.)

 

9- با دو دست خود ميله افقي يا تكيه گاهي را كه همتراز با شانه هاي شماست بگيريد،‌ با حركتي رو به پايين زانوها را به آرامي خم كنيد و تا حد ممكن چمباتمه بزنيد. سپس پاها را راست كنيد و اين حركت چمباتمه اي را پنج بار تكرار نماييد. (در صورت امكان اين تمرين را در مقابل آينه انجام دهيد تا متوجه شويد وزن شما تنها روي زانوي سالم منتقل نمي شود.)

 

10- زين دوچرخه ثابت را درست زير نقطه اي تنظيم كنيد كه در آن بتوانيد پدال را با زانوي آسيب ديده كاملاً بچرخانيد. بدون هيچ مقاومتي، پدال را با زانوي آسيب ديده خود تا آنجا كه مي توانيد بچرخانيد و سپس پدال را به پايين فشار دهيد تا به وضعيت شروع برگردد؛ در صورت لزوم با پاي سالم به حفظ گشتاور كمك كنيد. پدال را به صورت موزون به سمت جلو و عقب فشار دهيد تا وقتي بتوانيد پا را يك دور كامل بچرخانيد با هر دو پا به صورت عادي براي يك دقيقه پدال بزنيد، سپس زين را سه سانتيمتر پايين بياوريد و اين تمرين را تكرار كنيد.

 

 
تـمـريـنـهـاي قـدرتـــي

 

تـمـريـنـهـاي قـدرتـــي

 

همه ورزشهايي كه در زير، بدانها اشاره مي شود تمرينهاي قدرتي همراه با حركت زانو هستند. تعداد دفعات انجام هريك از تمرينها را به تدريج به سه سري ده تايي برسانيد. 

 

  1- فعال كردن عضله پهن داخلي :

بنشينيد و پا را مقابل خود دراز كنيد، بالش يا حوله لوله شده اي را زير زانو قرار دهيد و وزنه اي را به مچ پا ببنديد. زانو را محكم راست كنيد، سپس به آرامي آن را پايين بياوريد. با پاي ديگر اين تمرين را تكرار كنيد. 

 

  2- خم كردن زانو و بالا بردن و راست كردن پا :

بنشينيد و پاها را مقابل خود دراز كنيد. در حالي كه پاشنه پا را روي زمين نهاده ايد يكي از زانوها را خم كنيد، سپس پا را در هوا بالا ببريد تا زانو راست شود. در حالي كه زانو را راست نگه داشته ايد به آرامي پا را پايين بياوريد (‌به نوبت يك سري براي هر پا) آنگاه با افزودن وزنه،‌ ايـــن تمرين را انجام دهيد. 

 

  3- راست كردن زانو :

روي صندلي يا ميز بلند بنشينيد و وزنه اي را به پا يا مچ ببنديد. زانو را نود درجه خم و سپس راست نماييد و در آن حالت قفل كنيد و بخ تدريج پايين بياوريد (به نوبت يك سري براي هر پا)‌. 

 

  4- پرس پا :

روي صندلي ماشين وزنه مخصوص پا بنشينيد؛‌ صندلي را طوري تنظيم كنيد كه بتوانيد زانو را هرچه بيشتر خم نماييد. زانوها را با فشار راست كنيد و سپس به آرامي به وضعيت خميده برگردانيد. 

 

  5- نشست و برخاست :

بايستيد و پشت خود را تا حد امكان راست نگه داريد. به آرامي زانوها را كمي بيش از نود درجه خم كنيد؛‌ دوباره راست بايستيد و پاها را در وضعيت كاملاً كشيده قفل كنيد؛ اين تمرين را با وزنه، در دست يا روي شانه انجام دهيد. 

 

  6- برخاستن :

روي صندلي كوتاه يا چهار پايه، دست به سينه بنشينيد و پاها را موازي يكديگر قرار دهيد. صاف بايستيد، سپس زانوها را به صورت متوالي خم و راست كنيد تا در هر بار، نشيمنگاه شما با صندلي تماس پيدا كند. تا پايان تمرين روي صندلي ننشينيد. سپس اين تمرين را به كمك وزنه انجام دهيد؛ در اين حالت، وزنه را كاملا بكشيد و وزنه ها را در دست بگيريد. 

 

  7- برخاستن :

مانند تمرين 6،‌ اما در هر سري روي يك پا 

 

  8- مقابل نيمكت يا پله اي به ارتفاع حدود شصت سانتيمتر،‌ بايستيد :

روي نيمكت بالا رويد، زانو را كاملاً‌ راست كنيد و پايين بياوريد؛‌ اين حركت را به صورت متوالي و سريع انجام دهيد. در هر سري از تمرينها پاي خود را عوض كنيد. سپس با نگه داشتن وزنه در دست ادامه دهيد. 

 

  9- پرس پا،‌ خوابيده :

زير ماشين پرس پا، دراز بكشيد به طوري كه همه قسمتهاي كمر با زمين تماس داشته باشد. زانوها را فشار دهيد تا كاملاً‌ راست شوند و به تدريج پايين بياوريد. (با وزنه هاي سبك شروع و آنها را به تدريج سنگين تر كنيد. كمر شما بايد در همه اوقات اين تمرين با زمين در تماس باشد.) 

 

  10- نشست و برخاست پا با يك پا :

روي يك پا بايستيد. زانو را به آرامي تا زاويه قائمه يا كمي بيشتر خم كنيد و سپس تنه را بالا ببريد و زانو را كاملاً‌ راست كنيد. (به نوبت يك سري براي هر پا). 

 

  11- پارو زدن :

در ماشين پارو زدني بنشينيد. از اينكه مي توانيد زانوها را كاملا‌ خم و راست كنيد مطمئن شويد. در اين تمرين،‌ زانوها را با فشار، به آرامي خم كنيد. 

 

  12- دوچرخه ثابت :

زين دوچرخه را طوري تنطيم كنيد كه هنگامي كه پدال در وضعيت پايين و كف پا روي آن است،‌ زانو تقريباً‌ راست باشد. مقاومت را در حد متوسط تنظيم كنيد و ده دقيقه با سرعت ثابت پدال بزنيد. ابتدا ميزان مقاومت و سپس زمان تمرين را افزايش دهيد. 

 

 
تـمـريـنـهـاي ديــنــامــيــك

 

تـمـريـنـهـاي ديــنــامــيــك

 

1- جهش متناوب پاها به عقب :

طوري خم شويد كه پاها به صورت كشيده در پشت بدن و وزن روي دستها باشد. يك زانو را تا سينه خم كنيد،‌ آنگاه اين پا را به عقب پرت كنيد و همزمان زانوي ديگر را تا سينه خم نماييد. اين حركت را به صورت متوالي و سريع انجام دهيد. با بيست بار(ده بار براي هر پا)‌ شروع كنيــــد و به تدريــج آن را به پنجاه بار برسانيد. 

 

  2- جهش هر دو پا به عقب :

مانند تمرين قبلي است با اين تفاوت كه هر دو پا با هم خم و سپس به عقب پرت مي شوند. با ده بار، شروع كنيد و آن را به سه سري ده تايي برسانيد. 

 

  3- جهش به عقب و بالا :

مانند تمرين قبل، در حالي كه وزن بدن روي هر دو دست قرار دارد، زانوها را خم و سپس پاها را به عقب خم كنيد؛‌ پس از اينكه دوباره زانوها را تا سينه خم كرديد، به بالا جهش كنيد،‌ به حالت چمباتمه اي فرود آييد تا دوباره پاها را به عقب پرت كنيد. 

 

  4- پرش از حالت چمباتمه :

بايستيد و يك پا را جلوتر از ديگري قرار دهيد؛ به پايين بجهيد و زمين را لمس كنيد؛ سپس به بالا بپريد و پاها را در هوا عرض كنيد تا پاي‌‌ «عقبي» به هنگام فرود در جلو قرار گيرد. اين تمرين را به صورت متوالي و سريع با شش بار شروع كنيد و به تدريج به سه سري ده تايي برسانيد. 

 

  5- پرش روي نيمكت :

پاها را در طرف يك نيمكت قرار دهيد. به بالا بپريد و در هوا پاشنه هاي پا را به هم بزنيد و به هنگام فرود، پاها را در دو سوي نيمكت قرار دهيد. اين تمرين را شش بار به صورت متوالي و سريع انجام دهيد و به تدريج به سه سري ده تايي برسانيد. 

 

  6- بالا بردن توپ طبي :

بايستيد و توپ طبي (يا وزنه بزرگ و مشابه ديگري) را در دست بگيريد و پشت خود را صاف نگه داريد، چمباتمه بزنيد تا توپ با زمين تماس يابد. سپس به سرعت پاها را راست كنيد و توپ را بالاي سر ببريد. اين حركت را شش بار به طور متوالي و سريع انجام دهيد و آن را به سه ســري ده تايي برسانيد. 

 

  7- پرتاب توپ طبي :

مانند تمرين شش است اما پس از راست كردن زانوها، توپ را به بالا پرت كنيد و هنگام گرفتن مجدد توپ، زانوها را خم كنيد ولي پشت خود را صاف نگاه داريد. 

 

  8- لي لي كردن :

به نوبت با هر يك از پاها با سرعت هرچه بيشتر به جلو و عقب لي لي كنيد. اين تمرين را با ده جهش شروع كنيد و به تدريج به پنجاه برسانيد. 

 

  9- دويدن از پله ها :

به سرعت هرچه بيشتر از پله ها بالا بدويد، ابتدا يك پله و بعد دو پله در هر گام. تمرين را با بيست پله شروع كنيد و به تدريج به پنجاه برسانيد. 

 

  10- دويدن رفت و برگشت :

فاصله اي در حدود سي متر انتخاب كنيد،‌ اين مسافت را به سرعت بدويد، در پايان مسير به زمين دست بزنيد و به سرعت به نقطه شروع برگرديد. اين تمرين را پنج بار به صورت متوالي و سريع با دست زدن در دو انتهاي مسير انجام دهيد و به تدريج دفعات تمرين را به ده بار و مسافت را به صد متر افزايش دهيد. 

 

  11- شوت زدن :

به فاصله ده متري از يك ديواره بايستيد و توپ سبكي را به صورت متوالي و سريع به سمت آن شوت كنيد. به نوبت با هر پا بيست بار شوت بزنيد. به تدريج توپ سنگين تري انتخاب كنيد و فاصله از ديواره را نيز تا تقريباً سي متر افزايش دهيد. 

 

  12- پرش سينه :

از حالت ايستاده به بالا بپريد و سعي كنيد زانوها را تا سينه بالا بياوريد. اين حركت را به سرعت شش بار انجام دهيد و به تدريج تا بيست بار انجام دهيد. 

هوامخلوطي از گازها ميباشد و بالطبع مشخصات مخصوص يك گاز همانند فشار ، حرارت ، تراكم و غيره را داراست . گازهاي اصلي هوا نيتروژن(78%) و اكسيژن(21%) هستند . 1 % باقيمانده را گازهايي مثل ارگون ، بخارآب ، ئيدروژن ، اوزون و گازهاي ديگر با مقادير متفاوت تشكيل ميدهند . در مطالعات هواشناسي از تمامي گازهايي كه هوا را تشكيل ميدهند ، بخار آب از اهميت بيشتري برخوردار است . ذرات معلق در هوا نيز نقش مهمي در حركات اتمسفر بازي ميكنند .
اتمسفر
هوايي كه زمين را احاطه كرده است  اتمسفر ناميده ميشود . اتمسفر نسبت به حرارتش به چندين لايه تقسيم ميشود . ضخامت كلي اتمسفر حدود پانصد كيلومتر است ، هرچند تا ارتفاع دو هزار كيلومتري از سطح زمين نيز ميتوانيم مولوكولهايي از هوا را بيابيم . نخستين لايه اتمسفر از پائين  تروپوسفر نام دارد . ضخامت آن بين پنج تا بيست و پنج كيلومتر است كه اين ميزان نسبت به فصل و عرض جغرافيايي متغير است . نكته مهم در مورد تروپوسفر نگهداري 75% از هواي اتمسفر در خود و تنظيم حرارت روز وشب است . تمام مسائل هواشناسي كه براي پرواز ما مهم است در تروپوسفر رخ ميدهد . لذا از ذكر ديگر لايه ها خوداري ميكنيم .
جريان كلي
خورشيد زمين را گرم ميكند . ولي اشعه آن با زواياي مختلفي به هر كدام از نقاط جغرافيايي ميتابد . همين امر باعث اختلاف دما ميگردد . براي مثال ميتوان به منطقه استوايي اشاره كرد . هوايي كه در تماس با زمين گرم شده ، شروع به مخلوط شدن با هواي مجاورش ميكند . البته نه مثل آب و شكر بلكه همانند آب و روغن و تا وقتيكه درجه حرارت و فشار يكنواخت نشده اين اختلاط پايان نمي پذيرد . اين هوا با  بالا رفتن و مخلوط شدن با هوايي كه آنرا احاطه كرده سرد ميشود (حركت عمودي) . ولي هنگاميكه در محدوده تروپوسفر هواي اضافي وجود دارد ، بطرف قطبها حركت كرده و بطرف عرضهاي بالاتر ميرود (حركت افقي ) .
ADVECTION
حركت افقي
CONVECTION
حركت عمودي
 
قبل از رسيدن به قطبها ، هوا به حدي سرد شده كه باعث افزايش وزن آن ميشود و بطرف سطح زمين نزول ميكند . قسمتي از اين هوا از سطح بطرف كمربند استوايي برميگردد كه اين باد   اليسيو ناميده ميشود . قسمت ديگري از سطح درياها به راه خود بطرف قطب ادامه ميدهد . در حقيقت اين سلول بزرگ جريان عمومي است . اين سلول بزرگ در هر دو نيمكره بطور متقارن تكرار ميشود . محور اين تقارن در زير مدار استوا قرار دارد كه وضعيت اين محور در فصول مختلف تغيير ميكند . هوايي كه بطرف قطب ميرود بعلت عبور از سطح درياها از رطوبت انباشته ميشود . هوايي كه در قطبها وجود دارد سرد و خشك است و بعلت سنگيني بيش از حد شروع به نزول بطرف قسمتهاي معتدل ميكند . در اين مسير با هوايي كه از عرضهاي مياني بالا ميرود روبرو ميشود . اين دو هوا با ماهيت كاملاً متفاوت : هواي قطبي (سرد وخشك) و هواي معتدل (گرم و مرطوب) ، يك سيستم پيچيده "رودررويي" يا تقابل را بوجود مياورند . اين تقابل جبهه قطبي ناميده ميشود . اين جبهه باعث شكل گرفتن كمربندي بدور مدار 30 درجه در هر دو نيمكره ميگردد . موقعيت اين كمربند در هر فصل سال متغير و نماي آن هميشه نامنظم و موجدار است .
هواي گرم استوايي كه صعود ميكند ، يك خلاء نسبي كوچك بوجود مياورد . در اين هنگام هواي جنبي مدار 45 درجه سعي در پر كردن سريع آن مي نمايد . هنگاميكه در اين عرض جغرافيايي با انباشته شدن بيش از حد هوا فشار زيادي پديد ميايد ، اين جريان هوا بطرف مناطقي با فشار كمتر رانده ميشود . در جريان عمومي در هر دو نيمكره ، سه سلول بزرگ كنوكتيو (حركت عمودي ) بسيار متفاوت وجود دارد . درون آنها نيز سلولهاي كوچكتري وجود دارد . اگر از ميزان اين حركات بكاهيم ، ميتوانيم به سلول كنوكتيوي برسيم كه درون يك اطاق بوجود ميايد . اگر در گوشه ايي از اطاق يك بخاري ( استوا ) و گوشه ديگري را در تاريكي ( قطب ) قرار دهيم ، هوا از روي بخاري بالا رفته و از گوشه تاريك پائين ميايد و دوباره بطرف بخاري مكيده ميشود .
اين جريان بسيار ساده ميشد اگر زمين نميچرخيد . ولي زمين ميچرخد و بهمين دليل هوايي كه از قطب بطرف استوا ميرود ، بخاطر چرخش از غرب به شرق كره زمين ، از پتانسيل سرعتش كاسته ميشود . ولي چون انرژي از بين نميرود نتيجه آن انحراف مسير بطرف راست در نيمكره شمالي است . اين حالت شبيه پياده شدن از يك اتوبوس در حال حركت است و به آن  كوريوليس ميگويند .
جريان واقعي
اگر به تمامي حركات هوا (بادها) بدون در نظر گرفتن بالا و يا پائين رفتن آن در عرضها نيروي كوريوليس را اضافه كنيم ، بادي خواهيم داشت كه به دور مراكز فشار ميچرخد (كم فشار و پر فشار) . بطوريكه از مراكز پر فشار دور شده و به مراكز كم فشار نزديك ميشود . اگر زمين نميچرخيد بادها در يك خط مستقيم حركت ميكردند . ولي دايره هايي را همانند گردبادها تشكيل ميدهند كه با ابرهايي كه اين حركات هوا را همراهي ميكنند از يك ماهواره يا كره ماه بخوبي قابل رويت است .
مراكز فشار
درون يك مركز پر فشار ، توده هوا سنگينتر است و به همين جهت به سختي حركت ميكند . با دور شدن از آن فشار كاهش و باد كه بدور محور مركز پر فشار ميچرخد و هميشه در حال دور شدن از آن و رفتن به طرف مراكز كم فشار است ظاهر ميشود .
ريشه مراكز پر فشار را بايد در نزول هوا از لايه هاي بالاتر بخاطر سنگيني و تراكم آن و يا سرماي شديد در سطح  همانند سيبري جستجو كرد . مراكز كم فشار ميتوانند ريشه هاي متفاوتي داشته باشند . تشكيل آنها در جبهه قطبي به جهت اصطكاك و موجدار شدن جبهه از آن جمله اند ( مدار 45 درجه ) . در تابستان و در طول روزهايي با تابش شديد ، ميتواند يك منطقه كم فشار يا ترمال پائين با ريشه محلي به جهت صعود كلي يك توده هوا روي يك منطقه قاره ايي بوجود آيد . مراكز كم فشار پائيزي مديترانه نيز ريشه ايي مشابه ترمال پائين دارند ، هرچند كه عامل گرم شدن توده هوا اينبار آب درياست كه بر عكس سطح قاره كه بسيار سرد شده در پائيز هنوز گرم است .
آخرين نوع مركز كم فشار كه قابل توجه است ، طوفانها و گردبادهاي استوايي ميباشد . اين مراكز كم فشار عميق در حواشي استوا متولد ، بزرگ و نابود ميشوند . اهميت آنها به لحاظ شدت و نيروي بادها و همچنين بارانهاي سيل آسايي است كه آنها را همراهي ميكند .
براي ارزيابي اندازه و اهميت مراكز فشار بايد چندين عامل را در نظر گرفت . فشار هوا اولين آنهاست . بديهي است هر چه فشار كمتري در مركز وجود داشته باشد آنرا فعالتر و عميق تر ميشمارند .
فشار را با ميليمتر مركوري ، هكتوپاسكال يا ميلي بار اندازه ميگيرند . در سطح دريا ميانگين فشار 760 ميليمتر مركوري ، 1013 ميلي بار  يا هكتوپاسكال است . 10 ميلي بار كاهش نمايانگر يك منطقه كم فشار نسبي است . اين اختلاف اندك فشار اجازه طبقه بندي آنرا بعنوان يك مركز كم فشار نميدهد . با فشارهاي كمتر از 1000 ميلي بار ديگر ميتوان در مورد مراكز كم فشار صحبت كرد . اگر فشار تا 950 ميلي بار پائين بيايد با يك طوفان يا گردباد خيلي عميق روبرو هستيم . چنانچه ميبينيد ، كاهش فشار ميتواند كمتر يا بيشتر باشد ولي در چه مسافتي اين ميلي بارها كاهش ميابند ؟
اگر تغيير فشار در يك منطقه و فضاي كوچك انجام شود ، به آن " گرادينت فشار بزرگ " ميگويند . اگر  فشار طي مسافتي زياد اندكي تغيير كند به آن " گرادينت فشار كوچك " ميگويند .
 
باد از مراكز پر فشار بطرف مراكز كم فشار ميرود . بعلت حالت كوريوليس چرخيده و سرعت آن بستگي مستقيم به شدت گرادينت فشار دارد . بدين ترتيب بايد گفت : با گرادينت بيشتر باد بيشتر و بالعكس خواهيم داشت . در نقشه هاي هواشناسي ، تمامي نقاطي كه فشار يكساني دارند را با خطهاي " ايزوبار " بهم متصل ميكنند . با نگاه كردن به موقعيت اين ايزوبارها ، ميتوان مراكز فشار را شناسائي و شدت و جهت بادها را تصور نمود . بادها بصورت موازي با خطهاي ايزوبار حركت ميكند . باد هنگام دور شدن از مركز پر فشار بسمت خارج خطها و هنگام نزديك شدن به مركز كم فشار بطرف داخل خطهاي ايزوبار كشيده ميشود .
جهت وشدت باد را تركيبي از نيروهاي گريز از مركز ، حالت كوريوليس و گرادينت فشار مشخص ميكنند . يك روش عمومي و تخميني براي ارزيابي سرعت باد وجود دارد : در نظر گرفتن فاصله خطهاي ايزوبار ، هر چه اين خطها بهم نزديكتر باشند باد شديدتر ميوزد . در حقيقت اين تخمينها تاثيرات جغرافيايي را همچون حضور موانع طبيعي و مسائل هواشناسي محلي مانند بادهاي محلي ، برخورد آنها و غيره را در نظر نميگيرند . عواملي كه ميتوانند باعث افزايش يا قطع باد ژئوستروفيك (سيستم) شوند . اگر عوامل محلي را در نظر نگيريم ، يك روش براي دانستن موقعيت مراكز فشار بدون داشتن نقشه هواشناسي سطح وجود دارد . همانطور كه ميدانيد بعلت حالت كوريوليس ، باد در جهت عقربه هاي ساعت بدور مراكز پر فشار و بر خلاف جهت ساعت بدور مراكز كم فشار ميچرخد . اگر رو به باد بايستيم پر فشارها در سمت چپ و كم فشارها در سمت راست قرار ميگيرند . اين يك روش ساده و كم دقت است ولي اغلب درست از آب در ميايد .
جبهه قطبي
 
قبلاً وجود جبهه ايي كه در آن توده هاي هواي قطبي و استوايي با هم برخورد ميكنند را ذكر كرديم . ولي بايد بدانيد كه بدليل حالت كوريوليس اين برخورد مستقيم نيست بلكه مورب است . بدين ترتيب حركت جريان معتدل و گرم بطرف شمالشرقي و سردو خشك بسمت جنوبغربي ميباشد .
بين اين دو جريان يك منطقه اصطكاك پديد ميايد كه با توجه به مطالب ذكر شده از فشار آن كاسته و مواج ميگردد . به دور اين مركز ، هوا شروع به چرخش بر خلاف جهت عقربه هاي ساعت ميكند و دو حالت كاملاً مشخص نمايان ميشود : يكي هواي معتدل و مرطوب (گرم) كه از جلوي مركز كم فشاري كه در حال تشكيل است جبهه را بطرف بالا ميراند . ديگري هواي سرد و خشكي كه از پشت مركز كم فشار آنرا بطرف پائين ميراند .
از اين لحظه به بعد ، جبهه قطبي داراي دو شخصيت است : يكي جبهه قطبي گرم (جبهه گرم) جائيكه هواي گرم ليز خورده و هواي سرد را هل ميدهد و ديگري جبهه قطبي سرد (جبهه سرد) جائيكه هواي سرد سنگين بشدت هواي گرم را بلند كرده و هل ميدهد .
موقعيت در هر دو نيمكره متقارن است . در تمام طول جبهه قطبي ميتوان چندين مركز كم فشار و جبهه هاي پيوسته به آنرا در مراحل مختلف رشد بطور همزمان مشاهده كرد .
جبهه گرم
هواي گرم كه سبك است صعود كرده و روي هواي سرد پيشروي ميكند . اين حركت افقي در طول چند صد كيلومتر بوقوع مي پيوندد . نشانه جبهه گرم ابرهاي نوع استراتوس است . اين ابرها نسبت به ارتفاع و فاصله شان حضور جبهه در سطح را مشخص ميكنند . اين جبهه حضور زودرس خود را در حاليكه بطرف موقعيت بيننده پيش ميرود اعلام ميكند . اين جبهه شيب بسيار كمي دارد ، بدين ترتيب صعود هواي گرم بسيار آهسته و در طول مسافت زيادي صورت ميگيرد . اين مسئله باعث ايجاد مناطق بزرگ اصطكاك ميگردد . ابرهاي بخصوصي كه از اين اصطكاك بين توده هواي گرم فوقاني و سرد زيرين بوجود ميايند بخوبي و از مسافتي دور قابل رويت است . اين ابرها عبارتند از : سيروس ، سيرواستراتوس ، التواستراتوس ، التوكومولوس و نيمبو استراتوس
قابل توجه اينكه سرعت پيشروي اين جبهه بسيار كم است و ميانگين سرعت آن حدود 30 كيلومتر در ساعت ميباشد .
جبهه سرد
قطب متضاد جبهه گرم است . يك قطع ناگهاني هواي سرد و خشك سنگين نزول كرده و هواي گرم و مرطوب معتدل قسمت گرم مركز كم فشار را بشدت به طرف بالا ميراند . اين صعود اجباري هواي گرم نيز ابرهاي مشخصي را بوجود مياورد . اين ابرها عبارتند از : كومولوس و كومولونيمبوس كه متشكل از توده هاي ابري بزرگي هستند كه تشكيل قلعه ها و برجهايي را ميدهند كه تا سطوح بسيار بالاي تروپوسفر صعود ميكنند .
اگر جبهه سرد منظم باشد ، ميتواند با يك خط از ابرهاي طوفاني درست روي محور پيشروي مشخص شود . جبهه سرد صدها كيلومتر قبل از رسيدنش اطلاع نميدهد و حضور آن ناگهاني و غيره منتظره است . سرعت پيشروي آن ميتواند به 50 كيلومتر در ساعت برسد و واضح است كه فعاليت و شدت حركاتش باعث تغير ناگهاني در شدت و جهت باد ميشود .
قبل از اينكه جبهه سرد بگذرد ، معمولاً باد از قسمت جنوبغربي ميوزد . در هنگام عبور جبهه ،  باد شدت گرفته و بعلت حضور طوفانها جهت آن بسيار متغير است . بعد از عبور جبهه باد قوي شده و شروع به چرخش ميكند تا آنكه از قسمت شمالغربي بما ميرسد . سپس شاهد افزايش ناگهاني فشار و كاهش درجه حرارت خواهيم بود . نشانه واضح اينكه ، درون توده هواي بعد از جبهه سرد هستيم ، يعني پشت جبهه .
شيب اين جبهه بسيار زياد است . در صورت كاهش پيشروي ، جبهه سرد ميتواند خود را در محاصره هواي سردتري ببيند . سپس از روي آن گذشته و به روي توده گرم قبل از جبهه ميريزد . اين حالت بروز طوفانهاي شديد و ناپايداري عمومي و كلي را در منطقه بزرگي در جلوي جبهه باعث ميشود . ولي اگر بر عكس ، حركت قسمت عقب جبهه سرد بخاطر داشتن هوايي كه به سردي هواي جلوي جبهه نيست آهسته شود ، نزول هوا در پشت جبهه ظاهر ميشود . اين عامل باعث آرامتر شدن جبهه و محدود كردن فعاليت طوفاني آن ميشود .

اعتیاد به ورزش

منبع : www.bbc.co.uk
مترجم : فریدون شیرمحمدلی
تاریخ ترجمه : 7/7/86

ورزش روشی عالی برای رسیدن به تناسب اندام ، بهبود ظاهر بدن و بالا بردن اعتماد به نفس است ، اما اگر افراط شود ، ضرر آن بیش از منفعت آن است.
اعتیاد به ورزش چیست ؟
اعتیاد به ورزش زمانی روی می دهد که برای تحت کنترل در آوردن وزن یا ظاهر بدن مان به گونه ای افراطی و بیش از حد ورزش کنیم.
پس چه میزان آن بیش از اندازه است؟
کارشناسان معتقدند که سوزاندن بیش از 3500 کالری در هر هفته می تواند مضر باشد.این میزان نه تنها ذهن تان را تحت فشار قرار می دهد بلکه سیستم ایمنی بدنتان را تضعیف می کند و خطر صدمه دیدن را افزایش می دهد. 3500 کالری ممکن است زیاد به نظر نیاید ، اما در اینجا مثالی می آوریم که شخصی با وزن 5/63 کیلو در هر هفته چقدر باید ورزش کند تا این مقدار را بسوزاند:

  • 10 جلسه نیم ساعته دو سریع
  • 26 جلسه نیم ساعته شنای کرال آرام

 

علائم اعتیاد به ورزش از این قرار است:

  • تمایل به اینکه ورزش یک علاقه غیر قابل کنترل است تا یک تفریح.
  • احساس گناه ، افسردگی یا تحریک پذیری به هنگام ورزش نکردن.
  • تمایل به اینکه شغل ، مطالعات یا روابط در مسیر ورزش باشد.
  • غیبت از مدرسه ، دانشکده یا کار برای انجام ورزش .
  • انجام ورزش علیرغم جراحات ، خستگی یا بیماری.
  • نادیده گرفتن نگرانی های دوستان و خانواده در مورد نگرش تان به ورزش.

چه کسی به این بیماری مبتلا است؟
آمار اعتیاد به ورزش نامعلوم است ، اما فکر می کنند در مردان شایع تر است.

چه اتفاق می افتد؟
ورزش غیرقابل کنترل می تواند صدمات دردناک زیادی را سبب شود از جمله هر چیزی از ترک های استخوان به علت فشار وارده و آسیب دیدن استخوان ها و مفاصل تا پارگی عضلات ، لیگمان ها و تاندون ها .

چرا اتفاق می افتد؟
دلایل مخالف زیادی وجود دارد ، اما بیشتر کارشناسان  علت را این گونه می دانند :

  • رسانه ها ، که ما را با تصاویر غیرواقعی ستارگان ورزشی قوی هیکل و مدل ها و هنرپیشه های لاغر اندام بمباران می کنند ، و ما را مجبور می کنند تا فشار زیادی را احساس کنیم تا خوب به نظر بیاییم.
  • احساس شعف و شادی که به علت رها شدن اندروفین ها به هنگام ورزش به ما دست می دهد.
  •  قابلیت ورزش برای کمک به ما جهت فرار از مشکلات و استرسهای فراوان در زندگی .

 

آیا قابل کنترل است؟
در وضعیت های شدید ، اعتیاد به ورزش ممکن است به کمک کارشناسی نیاز داشته باشد ، اما بدون این هم کنترل و درمان آن ممکن است ، برخی موارد مهم که به هنگام ورزش باید به یاد داشته باشیم از این قرار است:

  • به جای میل خود روی تناسب اندام  تمرکز کنید.
  • برنامه ورزشی مناسبی را با همدیگر بریزید. بیش از اندازه آن را انجام ندهید – به بدنتان گوش کنید ، اگر به بدنتان آسیب می رسد یا خسته شدید ورزش را متوقف کنید.
  • تمرینات کششی بیشتری مانند pilates انجام دهید تا ورزش شدید را ترک کنید.
  • روزهای استراحتی را برای خود در نظر بگیرید.

آشنایی با حیوانات وحشی کوهستان - مار
مار، نوعی حیوان خزنده است که با حرکاتی خودش را با خزیدن به جلو می‌کشد.مار

در جهان نزدیک به بیش از ۲۰۰۰ نوع مختلف مار وجود دارد که در خشکی و زیر زمین و در آب و گاهی هم بر روی درختان زندگی می‌کنند. این خزنده، تقریباً در همه جای کره زمین به جز مناطق قطبی و برخی جزیره‌ها، یافت می‌شود.

مارهای زهر دار

با وجود فراوانی گونه‌های مار در جهان، فقط ۲۰ درصد از مارها، سمی هستند که معمولاً با وجود نشانه‌هایی از قبیل دم نازک و وجود دو دندان تیز توخالی که در ابتدایش سوراخی دارد شناسایی می‌شوند و بقیه مارها غیرسمی هستند. همچنین از این ۲۰ رصد مارهای زهردار، فقط ۷۵ درصد آنها قادر هستند با زهرشان انسان را از پا درآورند. دندان‌های نیش مارهای زهری، در فک بالای دهان آنها قرار گرفته و با غده‌های سمی که در سر مار قرار دارند در ارتباط هستند.مار سیاه با کشیدن دندان مار نمی‌شود برای همیشه با خیال آسوده از نیش مار زهری در امان بود چرا که دندان‌های نیش در دهان مارهای زهری مجدداً رویش می‌کنند. مار زهری به کمک این نیش‌ها زهر را به بدن شکار خود تزریق می‌کند و این گونه می‌کوشد تا جانش را بگیرد یا حداقل او را ناتوان و بی‌هوش سازد تا با خیال راحت به خوردن گوشتش بپردازد. تمام مارهای زهری علاوه بر نیش، دندان نیز دارند. در نتیجه، تمام مارهای زهری علاوه بر نیش زدن گاز هم می‌گیرند.

مار زنگی

از نوع مار زنگی نزدیک به ۱۲ نوع مختلف در جهان وجود دارد. مارهای زنگی را از زنگوله‌ای که در ته دم مار در وادی مرخاوخودشان دارند به راحتی می‌توان تشخیص داد. هر چند دم این مار طوری ساخته شده است که در هنگام حرکت و جنبیدن صدای زنگ درآید ولی با این وجود صدای اصلی زنگوله دم مار بر اثر لرزش دم توسط خود مار، تنها زمانی انجام می‌پذیرد که مار از چیزی احساس خطر بکند.

افعی

افعی نیز که بیشتر در جنوب شرقی آسیا یافت می‌شود، همانند مار زنگی است. هر دوی آنها علاوه بر آنکه مانند مارهای دیگر از جلو حرکت می‌کنند، قادر به حرکت از سمت پهلو نیز هستند. افعی‌ها تنها مارهای زهری در اروپا هستند.
غذای بیشتر مارها، موش است.

منابع :
http://www.ewazstars.com/GOONAGOON.htm
http://en.wikipedia.org/wiki/Snake

اين مقاله برداشتي آزاد از مقاله بروس گلداسميت در مجله كراس كانتري دسامبر 2001- ژانويه 2002  است
 همه پاراگلايدر امن ميخواهند : خلبانان ، طراحان ، كارخانجات ، فدراسيونها و البته سازمانهايي كه اصلاحيه صادر ميكنند . من ده سال است كه براي امنترين پاراگلايدر ممكن بعنوان يك طراح سعي و سالانه صدها ساعت را صرف تست پروازي و تشخيص امنيت آنها و نيز ارزيابي عكس العملهاي احتمالي هر بال در تستهاي اصلاحيه ميكنم . در ظاهر امنيت پاراگلايدر موضوع ساده اي بنظر ميايد . بال ميبايست در امتحانات اصلاحيه تا حد امكان با ثبات بوده وبيشترين امتياز را بياورد . تقريباً بديهي است و خلبانان در آموزشگاههاي پاراگلايدر سرتاسر دنيا آنرا مياموزند . اين مسئله ممكن است بخاطر وسواس و توجه بيش از حد به نتايج اصلاحيه ها باشد . بهر حال تجربه شخصي من ميگويد كه امنيت واقعي چيزي بيشتر و پيچيده تر از اينهاست .
ثبات بيشتر واقعاً بهتر است ؟
 
رابرت دوست من پرواز را با يك پاراگلايدر كه آنرا بال ايكس ميناميم ، ياد گرفت . آن بال كنترل خيلي خوبي داشت . ولي در عين حال گوشه هايش كمي حساس بود و جمع ميشد . آن بال خلباني ميخواست كه بر روي بال و عكس العملهاي آن سوار باشد تا از بروز جمع شدگي جلوگيري كند . حتي در يك توربولانس متوسط هم ، گوشه آن جمع ميشد . در اوايل اين مسئله او را عصبي ميكرد . اما دوست من زود ياد گرفت چگونه آنرا كنترل كند . او ياد گرفت :
الف ) توربولانس هوا را چگونه احساس كند
ب ) چگونه با جمع شدگيها رفتار و آنها را كنترل كند
ج ) چگونه براي جلوگيري از جمع شدگي بال يك خلباني فعال داشته باشد
رابرت خوب پيشرفت كرد و يك خلبان خوب شد . بعد او بالش را فروخت و يك بال بهتر خريد كه ما آنرا بال ايگرگ ميناميم . او بال را خريد چون در تبليغش آمده بود كه ثبات بيشتري دارد . همينطور اصلاحيه بهتري هم از دي.اچ.وي دريافت كرده بود . همانطور كه وعده داده بودند ، بال همچون سنگي بود كه هرگز جمع نميشد . ولي زود پي برد كه بال به آن خوبي كه  انتظار داشت ، نبود . بدي كار آنجا بود كه بال خيلي كم در مورد اغتشاشاتي كه در هوا اتفاق ميافتاد به وي خبر ميداد . من خودم بالهايي را ميشناسم كه بشدت محكم هستند . اولين عكس العمل اكثر خلبانان به اين بالها مثبت است : واي چه بال خوبي ، اين يك آجر است و از اين ببعد احتاج نيست كه نگران جمع شدگي باشم . اين يك جواب معمولي قبل از واگذاري پول نقد است ، ولي مواضب باشيد ، اين دور از واقعيت است .
كسيكه با يك بال محكم پرواز ياد گرفته است مسلماً مشكلتر توربولانس را حس ميكند . وي در هوايي كه توربولانس كمي دارد پرواز ميكند و اتفاقي نميافتد . در يك هواي سختر و سختر پرواز ميكند و باز هيچ اتفاقي نميافتد . سپس يك روز در حين پرواز در يك ناحيه خطرناك چوب واقعاً سختي ميخورد و اين خلبان اولين جمع شدگيش را مزه ميكند . 80% بال ميرود و بخاطر ارتفاع كمش زمين ميخورد . فقط بدليل اينكه بد شانسي آورده و روزش نبوده است . اين خلبان نميداند چيزي كه او را زده چيست . او مهارتهاي خلباني فعال را خوب ياد نگرفته لذا چگونگي عكس العمل در مقابل يك جمع شدگي بزرگ را نميداند . مسلماً خلبان بايد خيلي خوش شانس باشد كه بدون صدمه از حادثه اي اين چنين در برود . نكته اينجاست كه جائي در بيرون نواحي وجود دارد كه به اندازه كافي توربولانس قوي و خطرناك دارند كه هر بالي را جمع كنند . حتي اگر بال شما سوپر با ثبـات هم باشد ، همه اغتشاشات را نميتواند تحمل كند .
حال مقايسه كنيم با خلباني كه بال ايكس را خريده است . اين خلبان اطلاعات بيشتري از بالش دريافت ميكند . لذا پيشاپيش ميداند كه در قسمتي مغشوش پرواز ميكند . او توسط حس بالش ميتواند در مقابل حركات آن عكس العمل نشان داده و از آنجا بگذرد . او قبلاً جمع شدگي را تجربه كرده و با پرواز فعالانه از جمع شدگي بال جلوگيري مينمايد . هنگاميكه جمع ميشود بطور غريزي بالش را كنترل ميكند . شايد طعنه آميز باشد اگر بگوئيم هنگاميكه اين خلبانان گير يك گردباد ( داست دويل ) در هنگام فرود ميافتند از خلبان ما كه يك بال محكم خريده ، بهتر عمل ميكنند .
البته سعي ندارم بگويم كه ثبات مهم نيست . بلكه منظورم اينست كه ثبات بال جايگزين مهارت خلباني نيست . اگر شما متكي به ثبات بالتان براي اجتناب از جمع شدگي هستيد ، واقعاً بايد در محيطهاي كنترل شده پرواز كنيد . جائيكه اغتشاشات بزرگي اتفاق نميافتد . براي مثال با راديو در محيط آموزشگاه و يا در شرايط كاملاً آرام يعني در صبح زود و يا آخر بعد از ظهر .
در نظر گرفتن اصلاحيه مهمترين ركن امنيت نيست
اصلاحيه جبران يك بال را بعد از حوادث معين آزمايش ميكند . واضح است كه اصلاحيه مهم است . پيشرفتهاي بزرگي كه در جهت امنيت پاراگلايدر ها در طول ده سال اخير بدست آمده مرهون همين اصلاحيه ها ميباشد . هرچند كه جبران مشكلات توسط بال تضمين واقعي براي حوادث در پرواز آزاد نيست .
اين دكترين مرا بياد فلسفه متفاوت دو كارخانه خودروسازي سوئدي يعني ساب و ولوو در دهه 80 مياندازد . ولوو خودروهايش را براي محافظت راننده و مسافر در صورت تصادف ميساخت . خودروهايشان از فرط بزرگي و سنگيني اغلب شبيه تانك بودند و در تست خرد كردن ماشين هم هميشه سربلند بيرون ميامدند . حرفشان هم اين بود كه در صورت تصادف بهتر است در يك ولوو باشيد . ولي آمار حوادث رانندگي در سوئد خلاف آنرا نشان ميداد . رانندگان ولوو بيشتر از رانندگان ساب صدمه ميديدند . دليل آنهم ساده بود : ساب تصادفات كمتري داشت .
خودروهاي ساب سبكتر بودند و مسافت كمتري براي ترمز نياز داشتند . بخاطر همين سبكي قادر بودند با چابكي و قابليت بهتري از تصادفات جلوگيري كنند . ساب همينطور روي بهبود ديد بيشتر رانندگان با اطاقي بزرگتر براي محافظت آنان متمركز شده بود كه عكس العمل آنان را در هنگام تصادف بيشتر ميكرد . بدين ترتيب ماشينهاي ساب امنتر بودند حتي اگر تستهاي اصلاحيه خلاف آنرا ميگفتند .
خوب اين چه ربطي به پاراگلايدر دارد ؟
پاراگلايدر نيز يقيناً مشخصاتي دارد كه آنها را براي پرواز ساده تر و براي اجتناب از حوادث تواناتر ميسازد  
در ادامه ليستي است كه من آنرا مشخصه اوليه امنيت در پاراگلايدر مينامم . البته كامل نيست :
×
هندلينگ خوب با تمايل كم براي چرخش منفي ( اسپين ) داشته باشد
×
اجازه تغيير وزن را به خوبي بدهد
×
قادر به پرواز سريع باشد ( سرعت )
×
سرعت واماندگي آن پائين باشد
×
خلبان را از آنچه در هوا اتفاق ميافتد مطلع سازد
×
سرش خوبي داشته باشد
اصلاحيه بعضي از اين نكات را در نظر دارد ولي آنها اصلاحيه بهتري به يك بال نميدهند . اصلاحيه بيشتر متمركز شده روي عكس العملهاي بال هنگاميكه مسئله اي بوجود آمده است . البته اين مهم است ولي ربطي به امنيت اوليه ندارد . بهمين دليل شما ميتوانيد دو بال با تاُئيديه يكسان داشته باشيد ، ولي يكي با امنيت خوب و ديگري با امنيت بد ثبت شده باشند . لطفاً فقط به اصلاحيه نگاه نكنيد و آنرا تضميني براي امنيت ندانيد .
امنيت مسئوليت خلبان است
من فكر ميكنم تمايلي وجود دارد كه امروزه خلبانان حس ميكنند كه ميتوانند با خريد يك بال كلاس يك دي.اچ.وي ، كلاه كاسك تمام چهره ، يك صندلي با محافظ كمر بزرگ ، محافظ طرفين و پوتينهايي بزرگ خود را حفظ كنند . به زبان ديگر " فلسفه ولوو " را تقليد كنند . با تمام اين وسائل امنيتي خلبان خود را شبيه يك سوپرمن شكست ناپذير احساس ميكند . اما واقعاً اين احساس خطاست . اولين عامل امنيت در اكثر حوادث خلبان است .
آموزش خلبان آسان و ارزان نيست و ميان بر هم وجود ندارد . شما همچنين نياز به يك شرايط پروازي بخصوص داريد تا بتوانيد تجربه كسب كنيد . اينهم اغلب دشوار است مخصوصاً اگر در كشوري زندگي ميكنيد كه هواي بدي دارد . حقيقتاً بدست آوردن تجربه مشكل است وقتي ميبارد و يا باد زيادي ميوزد . اينها جواب آساني ندارند .
 
كليد معما تجربه خلبان است . پس بيش از اين سرت را درد نمياورم ، خلبان .

آشنايي با لايه هاي جو
 اتمسفر زمين را بر حسب چگونگي روند دما، اختلاف چگالي، تغييرات فشار، تداخل گازها و سرانجام ويژگيهاي الكتريكي به لايه‌هاي زير تقسيم كرده‌اند:


1- تروپوسفر (Troposphere )

2- استراتوسفر (Stratosphere )

3- مزوسفر (Mesosphere )

4- يونسفر (Ionosphere )

5- اگزوسفر (Exosphere )

1- تروپوسفر

تروپوسفر پايين ترين لايه اتمسفر است كه خود از لايه هاي كوچكتري تشكيل شده است.

وجه تمايز اين لايه با ديگر لايه هاي اتمسفر، تجمع تمامي بخار آب جو زمين در آن است؛ به همين دليل بسياري از پديده هاي جوي كه با رطوبت ارتباط دارند و عاملي تعيين كننده در وضعيت هوا به شمار مي آيند (از قبيل ابر، باران، برف، مه و رعد و برق) تنها در اين لايه رخ مي دهند.

منبع حرارتي لايه تروپوسفر انرژي تابشي سطح زمين است. از اين رو با افزايش ارتفاع با كاهش دما مواجه خواهيم بود.

ضخامت تروپوسفر، از شرايط حرارتي متفاوتي كه در عرضهاي جغرافيايي مختلف حاكم است تبعيت مي كند. اين ضخامت معمولاً از 17 تا 18 كيلومتر در استوا به 10 تا 11 كيلومتر در مناطق معتدل و 7 تا 8 كيلومتر در قطبها تغيير مي كند.

2- استراتوسفر

لايه استراتوسفر بر روي لايه تروپوسفر قرار دارد و ضخامت متوسط آن حدود 23 كيلومتر است. در 3 كيلومتر اول استراتوسفر، دماي هوا ثابت است اما در قسمتهاي بالاتر دماي هوا با ارتفاع افزايش مي يابد.

در استراتوسفر به ندرت ابر تشكيل مي شود و تنها در شرايط ويژه اي ممكن است ابرهاي كوهستاني به نام ابرهاي مرواريدي در ارتفاع 21 تا 29 كيلومتري از سطح زمين ظاهر شوند كه علت وجود آنها حركات موجي شكل هوا از سوي موانع مي باشد.

از ديگر ويژگيهاي مهم استراتوسفر وجود ازن در اين لايه است كه بخصوص در ارتفاع 20 تا 30 كيلومتري سطح زمين بر اثر واكنشهاي مختلف فتوشيميايي بدست مي آيد. مقدار ازن در اين لايه معمولاً روند فصلي دارد حداكثر آن در بهار و حداقل آن در پاييز مشاهده مي شود.

3- مزوسفر

در بالاي لايه گرم ازن لايه مزوسفر قرار دارد كه دما در آن متناسب با افزايش ارتفاع با آهنگ 3/0 سانتيگراد به ازاي هر 100 متر كاهش مي يابد به طوريكه دما در مرز فوقاني آن در ارتفاع 80 تا 90 كيلومتري به 80- درجه سانتيگراد مي رسد. و نتيجه اين دماي پايين انجماد بخار آب ناچيز موجود در اين لايه است كه باعث بوجود آمدن ابرهاي شب تاب مي شوند. اين ابرها درتابستان و در عرضهاي بالا ديده مي شوند. مزوسفر سردترين لايه اتمسفر تلقي مي شود.

4 - يونوسفر

از بخش فوقاني مزوسفر تا ارتفاع تقريبي 1000 كيلومتري اتمسفر زمين، بار الكتريكي شديدي حاكم است كه زاييده وجود يونها و الكترونهاي آزاد است. در حقيقت پرتوهاي پر انرژي خورشيد كه از فضاي خارج به طبقات بالايي اتمسفر وارد مي شوند باعث گسستگي پيوند يا يونيزاسيون مولكولها و اتمها مي شوند. بر اثر يونيزاسيون، الكترون آزاد مي شود و باقي مانده اتم به صورت يون در مي آيد؛ به همين علت اين لايه از جو را يونوسفر ناميده اند.

شدت يونيزاسيون در تمام ارتفاعات يونسفر يكسان نيست؛ بنابراين لايه هاي متفاوت با تراكم الكترون و يون متفاوت با ارتفاعات مجاور خود در يونسفر وجود دارد؛

اين لايه ها در ارتباطات راديويي اهميت بسياري دارند. اين لايه ها عبارتند از لايه هاي D,E,F .

5 - اگزوسفر

شرايط موجود در يونوسفر در اين لايه نيز حاكم است؛ بدين معني كه گازها در اين لايه همچنان قابليت هدايت الكتريكي خود را حفظ مي كنند. سرعت ذرات در اين لايه بسيار زياد است و در مواردي به 2/11 كيلومتر در ثانيه مي رسد.

اگزوسفر لايه گذار جو به فضاي كيهاني به شمار مي آيد كه بخش فوقاني آن را در ارتفاع بيش از سه هزار كيلومتري از سطح زمين برآورد كرده اند.

بیماری ارتفاع mountain sickness
 
اختلالات ناشی از تغییرات فشار بارومتریک :
تغییرات بارز در فشار محیطی بوسیله صعود به ارتفاعات و یا هنگام غواصی زیر آب در انسانها ایجاد میشود .
هنگام صعود فشار بارومتریک از تقریبا ۷۶۰ میلیمتر جیوه در سطح دریا به ۳۸۰ میلیمتر جیوه در ارتفاع ۵۴۰۰ متر افت میکند .
بنابر این فعالیتهائی مثل کوهنوردی و غواصی در معرض شدید تغییر فشار محیطی هستند. تغییر سریع فشار باعث اثرات فیزیولوژیک قابل توجه در رفتار گازهای اتمسفریک بافتهای بدن و ریه ها میشود .
در ارتفاعات بالا،فشار بارومتریک پائین در قدم اول باعث اثرات فیزیولوژیک در جهت کاهش اکسیژن تنفسی میشود که خود باعث کاهش اکسیژن رسانی به بدن یا هیپوکسی میشود. تغییرات فیزیولوژیک در ۸ تا ۱۰ هزار پا شروع میشود و در ارتفاع بالاتر از ۱۰ هزار پا(۳۰۴۸ متر) این اثر بیشتر میشود .
اثرات هیپوکسی :
اثرات هیپوکسی که معمولا از ارتفاع ۳۶۰۰ متر به بالا(در افراد عادی و غیر کوهنورد)شروع میشود عبارتند از،خواب آلودگی،خستگی روانی،گاهی سردرد،ندرتا تهوع و گاهی احساس خوشی (euphoria).شدت این علائم با افزایش ارتفاع بیشتر میشود،سردرد مخصوصا برجسته شده و علائم مغزی گاهی تا مرحله تکانهای عضلانی پیشرفت میکند و در ارتفاع بالاتر از ۶۹۰۰ متر در شخص هم هوا نشده منجر به اغما میگردد .
یکی از مهمترین اثرات هیپوکسی کاهش قدرت روانی است که قضاوت،حافظه و انجام حرکات دقیق را مختل میسازد که این مسئله برای کوهنورد میتواند شدیدا مشکل ساز باشد .
سازش با فشار اکسیژن پائین ( ACCLIMATIZATION):
هر گاه فرد برای مدت معینی بسته به شرایط(ارتفاع،خود شخص و غیره)در ارتفاع اقامت کند بتدریج با فشار اکسیژن پائین سازش پیدا میکند یا بعبارت دیگر آکلیماتیزه یا هم هوا میشود به طوری که فشار اکسیژن پائین موجب اثرات زیان آور کمتری در بدن میشود و لذا شخص قادر میشود که کار سخت تری انجام دهد یا به ارتفاعات باز هم بالاتری صعود کند.۵ مکانیزم کلی وجود دارد که هم هوائی توسط آنها ایجاد میشود ۱.افزایش تهویه ریوی ۲.افزایش هموگلوبین خون ۳.افزایش ظرفیت انتشاری ریه ها ۴ .افزایش تعداد رگهای بافتها (در دراز مدت) ۵.افزایش قدرت سلولها برای به مصرف رساندن اکسیژن با وجود فشار اکسیژن پائین .
بیماری ارتفاع با ۵ تابلوی بالینی میتواند ظاهر شود که به طور خلاصه هر یک از آنها را شرح میدهم .
۱ >بیماری ارتفاع حاد (ACUTE MOUNTAIN SICKNESS -AMS ):
صعود به ارتفاع باعث ایجاد طیف وسیعی از علائم میشود که بستگی به فاکتورهائی همچون ارتفاع،سرعت صعود،مدت حضور در ارتفاع و آمادگی شخصی دارد . AMS شایعترین شکل بیماری ارتفاع میباشد و علائمی که خود به خود بهبود میابند شامل سردرد،بی اشتهائی،بی حالی و اختلالات خواب ممکن است در چند ساعت اول رسیدن به ارتفاع بالای ۳۶۰۰ متر ظاهر شوند .AMS خفیف ممکن است نیمی از افرادی که هم هوا شده اند را در ارتفاع ۶۲۰۰ متر تحت تاثیر قرار دهد .
در ارتفاع بالای ۴۲۰۰ متر AMS ممکن است شدید شود و بعضی اوقات با حالات شدی تری از ادم ریوی ارتفاع و ادم مغزی ارتفاع ادامه پیدا کند .
۲ >ادم ریوی ارتفاع (HIGH-ALTITUDE PULMONARY EDEMA-HAPE):
ادم ریوی غیر حاد یکی از عوارض بالقوه صعود سریع به ارتفاعات بالای ۴۲۰۰ متر میباشد .
علائم بعد از ۶ تا ۳۶ ساعت از حضور در ارتفاع شروع میشود و ممکن است به دنبال یک دوره AMS ایجاد شود .
تنگی نفس در حالت استراحت،تندی تنفس و صدای خشن تنفس علائم شاخص HAPE هستند .
سیانوز(کبودی)،تنگی نفس در حالت دراز کش (orthopnea)و خلط خونی در موارد پیشرفته تر دیده میشود .
۳ >ادم مغزی ارتفاع (HIGH-ALTITUDE CERBRAL EDEMA-HACE):